خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ساقی میخواهد شرابی به او بدهد که او را هشیار کند، از خواب غفلت بیدار کند، و از غمهای دنیوی رها سازد. این شراب چنان صاف و پاک است که صورت یار را نشان میدهد و شادی میآورد. شاعر میخواهد مانند منصور حلاج مست و بیخود شود و مانند مولانا و عطار به عرفان برسد.
متن دارای مضامین عرفانی و پیچیدهای است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مستی و بیخودی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۲۳۷ - ساقیا می ده که هشیارم کند
ساقیا می ده که هشیارم کند
مستیش زین خواب بیدارم کند ۱
زان میی کارد خمارش نیستی
فارغ از هستی و پندارم کند ۲
در صفای او نماید روی یار
صاف و پاک از زنگ اغیارم کند ۳
زان شرابی ده که شادی آورد
وز غم کونین بیزارم کند ۴
شد پیاپی جام ما در دایره
تا که سرگردان چو پرگارم کند ۵
مست و بیخود سازدم منصور وار
چون همی خواهد که بردارم کند ۶
جرعه زان می اسیری گو بنوش
تا چو مولانا و عطارم کند ۷
مستیش زین خواب بیدارم کند ۱
زان میی کارد خمارش نیستی
فارغ از هستی و پندارم کند ۲
در صفای او نماید روی یار
صاف و پاک از زنگ اغیارم کند ۳
زان شرابی ده که شادی آورد
وز غم کونین بیزارم کند ۴
شد پیاپی جام ما در دایره
تا که سرگردان چو پرگارم کند ۵
مست و بیخود سازدم منصور وار
چون همی خواهد که بردارم کند ۶
جرعه زان می اسیری گو بنوش
تا چو مولانا و عطارم کند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۶ - کسی کورا غم جانان نباشد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۸ - تا آتش سودای تو در جان من افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.