خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از وحدت وجود، زیبایی معشوق و تأثیر آن بر جهان سخن میگوید. او از مستی ناشی از عشق، جلوههای جمال معشوق و نظم عالم بهخاطر عشق صحبت میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند ذرات عالم، ماه و خال معشوق دارد که نمادین هستند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارد.
شماره ۲۲۰ - زان دم که باده خم وحدت بجام شد
زان دم که باده خم وحدت بجام شد
مستی و عیش در همه آفاق عام شد ۱
نام و نشان عالم و آدم نبد پدید
از جلوه جمال تو عالم بنام شد ۲
تا باده لب تو بکام جهان رسید
زان می جهان چو چشم تو مست مدام شد ۳
از عشوه های حسن تو عالم نظام یافت
کار جهان ز پرتو رویت بکام شد ۴
هر ذره ز مهر تو تابان شده چو ماه
تا ظل عالیت بسرش مستدام شد ۵
غیرت نقاب زلف ز روی تو برگرفت
تا وایه ام ز ماه رخ تو تمام شد ۶
گفتم ز چین زلف بخال توره برم
از بهر دانه جان اسیری بدام شد ۷
مستی و عیش در همه آفاق عام شد ۱
نام و نشان عالم و آدم نبد پدید
از جلوه جمال تو عالم بنام شد ۲
تا باده لب تو بکام جهان رسید
زان می جهان چو چشم تو مست مدام شد ۳
از عشوه های حسن تو عالم نظام یافت
کار جهان ز پرتو رویت بکام شد ۴
هر ذره ز مهر تو تابان شده چو ماه
تا ظل عالیت بسرش مستدام شد ۵
غیرت نقاب زلف ز روی تو برگرفت
تا وایه ام ز ماه رخ تو تمام شد ۶
گفتم ز چین زلف بخال توره برم
از بهر دانه جان اسیری بدام شد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۹ - آنها که جهان آینه روی تو دانند
گوهر بعدی:شماره ۲۲۱ - جمال روی تو هرگه نقاب بگشاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.