خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر عشق و شیفتگی شاعر به معشوق است که در آن الطاف الهی و حضور معشوق باعث رشد و شکوفایی شاعر شدهاست. شاعر از غمهای دنیا به دلیل عشقش سخن میگوید و زیباییهای معشوق را با عناصری مانند سرو و آب زندگی توصیف میکند. او همچنین اشاره میکند که فکر معشوق برایش از هر دین و کفری ارزشمندتر است و دیدار معشوق برایش از دنیا و آخرت شیرینتر است.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۱۰ - چو الطاف الهی رهبر آمد
چو الطاف الهی رهبر آمد
نهال بخت من زان در برآمد ۱
ببر شد نخل امید من آخر
که یار سرو قدم در برآمد ۲
چو گشتم مبتلا در دست عشقش
مرا غم های عالم غمخوار آمد ۳
روان می پرورد بوس لبانش
که آب زندگی جان پرور آمد ۴
ز فکر کفر و دین ما را شب و روز
خیال زلف و رویت بهتر آمد ۵
مثال سرو قدش راستی را
بباغ خلد طوبی کمتر آمد ۶
اسیری را دمی دیدار خوبش
ز دنیا و ز عقبی خوشتر آمد ۷
نهال بخت من زان در برآمد ۱
ببر شد نخل امید من آخر
که یار سرو قدم در برآمد ۲
چو گشتم مبتلا در دست عشقش
مرا غم های عالم غمخوار آمد ۳
روان می پرورد بوس لبانش
که آب زندگی جان پرور آمد ۴
ز فکر کفر و دین ما را شب و روز
خیال زلف و رویت بهتر آمد ۵
مثال سرو قدش راستی را
بباغ خلد طوبی کمتر آمد ۶
اسیری را دمی دیدار خوبش
ز دنیا و ز عقبی خوشتر آمد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۹ - یار با ما پرتوی از نور روی خود نمود
گوهر بعدی:شماره ۲۱۱ - چو نار هجر او جان میگدازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.