خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی از زیبایی معشوق و تأثیر دیدار او بر جان و دل سخن میگوید. شاعر عشق را بالاتر از هر چیزی میداند و خود را فدای معشوق میکند. همچنین، اشارهای به وحدت وجود و برتری حق تعالی دارد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به درک عمیقتری از ادبیات و فلسفه دارد.
شماره ۱۹۴ - چو خورشید جمالت روی بنمود
چو خورشید جمالت روی بنمود
بدیدار تو جان و دل بیاسود ۱
نمود از پرده هر ذره خورشید
چو یارم پرده از رخسار بگشود ۲
ندارد خلق پیش ما وجودی
که جز حق در دو عالم نیست موجود ۳
سرود شوق جانان می سراید
به آهنگ بلند این چنگ و این عود ۴
فدای مقدمش کردم دل و دین
بعالم نقد جانم چون همین بود ۵
براه عشق جان پاکبازم
بهیچ آلایشی دامن نیالود ۶
اسیری هرکه شد مست می عشق
چه میداند که نقصان چیست یا سود ۷
بدیدار تو جان و دل بیاسود ۱
نمود از پرده هر ذره خورشید
چو یارم پرده از رخسار بگشود ۲
ندارد خلق پیش ما وجودی
که جز حق در دو عالم نیست موجود ۳
سرود شوق جانان می سراید
به آهنگ بلند این چنگ و این عود ۴
فدای مقدمش کردم دل و دین
بعالم نقد جانم چون همین بود ۵
براه عشق جان پاکبازم
بهیچ آلایشی دامن نیالود ۶
اسیری هرکه شد مست می عشق
چه میداند که نقصان چیست یا سود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۳ - تا بکفر زلف تو جان مرا اقرار شد
گوهر بعدی:شماره ۱۹۵ - چو مهر جمال تو در جلوه بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.