این متن شعری عرفانی است که بر بینیازی از ظواهر دینی و زهد ریاکارانه تأکید دارد و عشق و مستی معنوی را به عنوان راهی برای رسیدن به حقیقت توصیف میکند. شاعر از مخاطب میخواهد که از زاهدان و صوفیان بیذوق درباره عشق نپرسد و به جای آن، از مستان و خراباتیان درباره حالات عرفانی سؤال کند. همچنین، متن به نفی قید و بندهای ظاهری و تأکید بر تجربه مستقیم عرفانی میپردازد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههایی مانند مستی و خرابات ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این متن نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی و اصطلاحات خاص آن دارد.
شماره ۱۸۶ - از ما سخن کشف و کرامات مپرسید
مستان خدا را ز مقامات مپرسید ۱
با زاهد رعنا خبر از عشق مگوئید
از صوفی بی ذوق ز حالات مپرسید ۲
غیر از خبر شاهد و میخانه و مطرب
مطلق سخن از پیر خرابات مپرسید ۳
جز موسی وقتی که بود کامل دوران
از طور و تجلی و ز میقات مپرسید ۴
در قید خودی مانده بمطلق نبرد پی
محجوب صفت را خبر از ذات مپرسید ۵
هر ذره گر از مهر رخش آیت خاص است
چون یار عیانست ز آیات مپرسید ۶
از باده پرستان خراباتی قلاش
از مسجد و او راد و ز طاعات مپرسید ۷
از عارف بینا که جهان مظهر حق دید
از خلوت و از نور و ز طامات مپرسید ۸
از گم شده کوی فنا همچو اسیری
از دیر و خرابات و مناجات مپرسید ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.