خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن درباره عشق و دردهای بیپایان آن است. عشق واقعی نیازمند فداکاری و ایمان است و کسانی که در این راه جانفشانی نمیکنند، عاشق واقعی نیستند. همچنین، اشاره میشود که عشق حقیقی فراتر از ظواهر و زیباییهای سطحی است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مضامین مانند فداکاری و درد عشق ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۸۴ - چون سوز عشقت پایان ندارد
چون سوز عشقت پایان ندارد
زان درد عاشق درمان ندارد ۱
هرکو نگردد در عشق کافر
در دین عاشق ایمان ندارد ۲
گر خون عاشق بی جرم ریزد
در دین عشقش تاوان ندارد ۳
آنرا که در سر سودای عشق است
گر سود دارد سامان ندارد ۴
آنکو بعشقت جان در نبازد
عاشق نباشد او جان ندارد ۵
گر دل نسازد جان را فدایش
جان گرچه دارد جانان ندارد ۶
دلبر اسیری بسیار دیدم
گر حسن دارد احسان ندارد ۷
زان درد عاشق درمان ندارد ۱
هرکو نگردد در عشق کافر
در دین عاشق ایمان ندارد ۲
گر خون عاشق بی جرم ریزد
در دین عشقش تاوان ندارد ۳
آنرا که در سر سودای عشق است
گر سود دارد سامان ندارد ۴
آنکو بعشقت جان در نبازد
عاشق نباشد او جان ندارد ۵
گر دل نسازد جان را فدایش
جان گرچه دارد جانان ندارد ۶
دلبر اسیری بسیار دیدم
گر حسن دارد احسان ندارد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۳ - جان ما بربست رخت و سوی جانان میرود
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵ - چو حسن روی او جلوه گری کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.