خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به زیباییهای معنوی، عشق الهی و مستی از شراب عشق اشاره دارد. شاعر از جلوههای الهی، بتپرستی معنوی و فقر عرفانی سخن میگوید و عشق به معشوق را به عنوان راهی برای رسیدن به حقیقت توصیف میکند.
محتوا دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'مستی' و 'شراب' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۷۶ - ساقی چه شد که جمله جهان می پرست شد
ساقی چه شد که جمله جهان می پرست شد
این خود چه باده بود که ذرات مست شد ۱
این روچه روی بود که یک جلوه چونکه کرد
عالم که نیست بود از آن جلوه هست شد ۲
هشیار کی شود بجهان تا ابد دگر
جانی که مست باده جام الست شد ۳
چون حسن تو بدید ز بت عابد صنم
از جان و دل ببوی تو او بت پرست شد ۴
عمری بآرزوی تو بودم ولی چه سود
جانم چو دید روی تو کلی ز دست شد ۵
پیوند شد بیار و درست است در عیار
هرکو براه عشق تو او را شکست شد ۶
در فقر یافت منصب عالی اسیریا
هرکو برآستان تو چون خاک پست شد ۷
این خود چه باده بود که ذرات مست شد ۱
این روچه روی بود که یک جلوه چونکه کرد
عالم که نیست بود از آن جلوه هست شد ۲
هشیار کی شود بجهان تا ابد دگر
جانی که مست باده جام الست شد ۳
چون حسن تو بدید ز بت عابد صنم
از جان و دل ببوی تو او بت پرست شد ۴
عمری بآرزوی تو بودم ولی چه سود
جانم چو دید روی تو کلی ز دست شد ۵
پیوند شد بیار و درست است در عیار
هرکو براه عشق تو او را شکست شد ۶
در فقر یافت منصب عالی اسیریا
هرکو برآستان تو چون خاک پست شد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۵ - از قید غم جهان شد آزاد
گوهر بعدی:شماره ۱۷۷ - جانم اسیر دام سر زلف یار شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.