خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی از مولانا بیانگر تجلی نور الهی در همه ذرات جهان است و اشاره دارد که عشق حقیقی در همه جا حاضر است. شاعر از مستی عشق و بیخودی سخن میگوید و واعظ را به جای سخن از بهشت و حور، به دیدن زیباییهای الهی دعوت میکند. متن تأکید دارد که دیدار معشوق حقیقی، انسان را از تعلقات دنیوی و اخروی رها میسازد.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم مورد استفاده نیاز به دانش پایهای از ادبیات عرفانی دارد.
شماره ۱۴۶ - دو عالم غرق انوار تجلی است
دو عالم غرق انوار تجلی است
همه ذرات بیخود همچو موسیست ۱
چرا مجنون شدی در جست و جویش
نظر بگشا که عالم پر ز لیلیست ۲
من از مستی خبر از خود ندارم
چه جای زهد و سالوسی و تقویست ۳
بیا واعظ ز دیدارش سخن گو
چه جای قصه رضوان و حوریست ۴
نظر برمهر رویش کن ز ذرات
که تابان هم ز صورت هم ز معنیست ۵
مرا تا دیده بر روی تو بارست
فراغت از همه دنیا و عقبیست ۶
اسیری دولت دیدار وصلش
کجا بیند چو در قید اسیریست ۷
همه ذرات بیخود همچو موسیست ۱
چرا مجنون شدی در جست و جویش
نظر بگشا که عالم پر ز لیلیست ۲
من از مستی خبر از خود ندارم
چه جای زهد و سالوسی و تقویست ۳
بیا واعظ ز دیدارش سخن گو
چه جای قصه رضوان و حوریست ۴
نظر برمهر رویش کن ز ذرات
که تابان هم ز صورت هم ز معنیست ۵
مرا تا دیده بر روی تو بارست
فراغت از همه دنیا و عقبیست ۶
اسیری دولت دیدار وصلش
کجا بیند چو در قید اسیریست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۵ - صورت یاربخواب امد و در گوشم گفت
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷ - گشت تابان مهر ذاتش از صفات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.