خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از آرزوی دیدار معشوق، دوری از ریا و زهد دروغین، و میل به مینوشی و شادی در کنار یاران صادق سخن میگوید. او از غم فراق و تاریکیهای دلش مینالد و روشنایی دیدار معشوق را آرزو میکند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین اشاره به مینوشی و مجالس رندان نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.
شماره ۱۳۶ - جانا بیا که صحبت جانانم آرزوست
جانا بیا که صحبت جانانم آرزوست
جامی ز باده لب خندانم آرزوست ۱
از زاهدی و زهد ریائی دلم گرفت
می خوارگی و مجلس رندانم آرزوست ۲
در پای گل میان چمن جام می بکف
واندر کنار سرو خرامانم آرزوست ۳
درخانه فراق تو دلتنگ گشته ایم
گلگشت باغ وصل تو از جانم آرزوست ۴
در ظلمت غمیم اسیری ز شوق یار
دیدار نوربخش ز جانانم آرزوست ۵
جامی ز باده لب خندانم آرزوست ۱
از زاهدی و زهد ریائی دلم گرفت
می خوارگی و مجلس رندانم آرزوست ۲
در پای گل میان چمن جام می بکف
واندر کنار سرو خرامانم آرزوست ۳
درخانه فراق تو دلتنگ گشته ایم
گلگشت باغ وصل تو از جانم آرزوست ۴
در ظلمت غمیم اسیری ز شوق یار
دیدار نوربخش ز جانانم آرزوست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۵ - ای که کوی یار میجویی، دو عالم کوی اوست
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷ - ما ز جام باده عشقیم مخمورالست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.