خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر درد دوری از معشوق و نیاز مبرم به دیدار اوست. شاعر خود را بیمار و درمانده توصیف میکند و تنها درمان را در لقای معشوق میداند. او تأکید میکند که هیچکس جز معشوق نمیتواند آرامشبخش جانهای خسته باشد و وفا و وصلت معشوق تنها مقصد و آرزویش است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناختی نسبتاً بالایی نیاز دارد. همچنین، استفاده از زبان ادبی و کهن ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۲۰ - شفای این دل بیمار جز لقای تو نیست
شفای این دل بیمار جز لقای تو نیست
طبیب جان خرابم کسی ورای تو نیست ۱
کسیکه پرسش خسته دلان کند دایم
بدور حسن تو جانا بجز جفای تو نیست ۲
غریب و بی کسم و در جهان مرا باری
بحق صحبت جانان که کس بجای تو نیست ۳
کجا ز وصل تو نومید می تواند شد
کسی که مقصد جانش بجز وفای تو نیست ۴
اسیری در غم دوری بسوخت ای دلبر
بیاکه مرهم دردش بجز لقای تو نیست ۵
طبیب جان خرابم کسی ورای تو نیست ۱
کسیکه پرسش خسته دلان کند دایم
بدور حسن تو جانا بجز جفای تو نیست ۲
غریب و بی کسم و در جهان مرا باری
بحق صحبت جانان که کس بجای تو نیست ۳
کجا ز وصل تو نومید می تواند شد
کسی که مقصد جانش بجز وفای تو نیست ۴
اسیری در غم دوری بسوخت ای دلبر
بیاکه مرهم دردش بجز لقای تو نیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۹ - جان ما عاشق سروقد جانانه شدست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱ - نیست ما را هیچ فکری جز لقای روی دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.