خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی به توصیف جمال و زیبایی معشوق میپردازد و تأثیر آن را بر عالم و جان شاعر بیان میکند. شاعر از زیباییهای معشوق مانند موهای تابدار و چشمان نافذش سخن میگوید و عشق خود را به او ابراز میدارد. همچنین، اشارهای به عجز عقل در برابر عشق و وصال دارد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به درک عمیقتری از ادبیات دارد.
شماره ۱۱۶ - از پرتو جمال تو عالم منورست
از پرتو جمال تو عالم منورست
وز سنبلت مشام دل و جان معطرست ۱
این جرم خور که جمله جهان روشن ازویست
یک ذره ز پرتو آن روی انورست ۲
سلطان حسن روی تو را ملک هر دو کون
بی لشگر و سپاه عجایب مسخرست ۳
غایت نداشت جلوه رویت از آن سبب
هر دم به جلوه دگر و حسن دیگرست ۴
در تاب رفت زلف تو سرها به باد داد
بازش ز پیچ و تاب چه آشوب در سرست ۵
چشمت به قصد کشتن من غمزه تیز کرد
یارب که این چه ترکک بیرحم کافرست ۶
عقل بلند پایه به درگاه شاه عشق
هرگز نگشت محرم و چون حلقه بر درست ۷
کس با خودی نیافت به بزم وصال راه
زیرا جناب وصل ازین پایه برترست ۸
در دام فتنه جان اسیری ز چیست گفت
گفتم کزان سلاسل زلف معنبرست ۹
وز سنبلت مشام دل و جان معطرست ۱
این جرم خور که جمله جهان روشن ازویست
یک ذره ز پرتو آن روی انورست ۲
سلطان حسن روی تو را ملک هر دو کون
بی لشگر و سپاه عجایب مسخرست ۳
غایت نداشت جلوه رویت از آن سبب
هر دم به جلوه دگر و حسن دیگرست ۴
در تاب رفت زلف تو سرها به باد داد
بازش ز پیچ و تاب چه آشوب در سرست ۵
چشمت به قصد کشتن من غمزه تیز کرد
یارب که این چه ترکک بیرحم کافرست ۶
عقل بلند پایه به درگاه شاه عشق
هرگز نگشت محرم و چون حلقه بر درست ۷
کس با خودی نیافت به بزم وصال راه
زیرا جناب وصل ازین پایه برترست ۸
در دام فتنه جان اسیری ز چیست گفت
گفتم کزان سلاسل زلف معنبرست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۵ - با خیال زلف تو در خلوت تارم خوشست
گوهر بعدی:شماره ۱۱۷ - ای مصحف جمال تو اوراق کاینات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.