خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی به موضوع عشق الهی و رهایی از قید و بندهای مادی میپردازد. شاعر عشق را دین و آیین خود میداند و از وحدت وجود و فنا در حق سخن میگوید. او دل را آینهای برای دیدن حقیقت میداند و از اسارت در زلف معشوق به عنوان نمادی از عشق الهی یاد میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین درک صحیح از مضامین عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۰ - عشق ورزی مذهب ودین منست
عشق ورزی مذهب ودین منست
می پرستی رسم و آیین منست ۱
واقف سر نهان کنت کنز
این دل دانای حق بین منست ۲
عاشقی کز قید کفر و دین برست
او براه عشق هم دین منست ۳
مصحف آیات اسرار وجود
گر بدانی جان غمگین منست ۴
مسکن سلطان ملک بی زوال
این دل درویش مسکین منست ۵
فانی از خود گشتن و باقی بدوست
اندرین ره عین تمکین منست ۶
دیدن حسنش بهر جا نوع خاص
غایت تمکین و تلوین منست ۷
داد داد از چشم مست فتنه جو
کو چرا پیوسته در کین منست ۸
گفت اسیری گر شد آزاد از همه
هم بقید زلف پرچین منست ۹
می پرستی رسم و آیین منست ۱
واقف سر نهان کنت کنز
این دل دانای حق بین منست ۲
عاشقی کز قید کفر و دین برست
او براه عشق هم دین منست ۳
مصحف آیات اسرار وجود
گر بدانی جان غمگین منست ۴
مسکن سلطان ملک بی زوال
این دل درویش مسکین منست ۵
فانی از خود گشتن و باقی بدوست
اندرین ره عین تمکین منست ۶
دیدن حسنش بهر جا نوع خاص
غایت تمکین و تلوین منست ۷
داد داد از چشم مست فتنه جو
کو چرا پیوسته در کین منست ۸
گفت اسیری گر شد آزاد از همه
هم بقید زلف پرچین منست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹ - تعالی الله رویست و جمالست
گوهر بعدی:شماره ۸۱ - تا نقاب زلف از روی تو دور افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.