خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از جمال و زیبایی معشوق خود سخن میگوید و تأثیر آن را بر جهان و اطرافیان توصیف میکند. همچنین، به موضوعاتی مانند عشق، دیوانگی ناشی از عشق، و زیباییپرستی اشاره شده است.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به دیوانگی و آشفتگی ناشی از عشق ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۷۴ - صیت جمال روی تو عالم فروگرفت
صیت جمال روی تو عالم فروگرفت
حسنت جهان گرفت و بوجه نکو گرفت ۱
زاهد که منع عاشق دیوانه می نمود
رویت چو دید آتش عشقش درو گرفت ۲
بی پرده تاب حسن و جمالش کسی نداشت
زان رو نقاب مائی ما را برو گرفت ۳
غلمان و حور را بنظر کی درآورد
هر دل که با جمال رخ یار خو گرفت ۴
(چون وایه دلم همه دم شاهد و می است
از توبه دست شستم و جام و سبو گرفت) ۵
(تا از نقاب زلف جمالش نمود رو
سودای زلف او همه جان موبمو گرفت) ۶
(گویند از چه جان اسیری مشوش است)
(آشفتگی ز زلف پریشان او گرفت) ۷
حسنت جهان گرفت و بوجه نکو گرفت ۱
زاهد که منع عاشق دیوانه می نمود
رویت چو دید آتش عشقش درو گرفت ۲
بی پرده تاب حسن و جمالش کسی نداشت
زان رو نقاب مائی ما را برو گرفت ۳
غلمان و حور را بنظر کی درآورد
هر دل که با جمال رخ یار خو گرفت ۴
(چون وایه دلم همه دم شاهد و می است
از توبه دست شستم و جام و سبو گرفت) ۵
(تا از نقاب زلف جمالش نمود رو
سودای زلف او همه جان موبمو گرفت) ۶
(گویند از چه جان اسیری مشوش است)
(آشفتگی ز زلف پریشان او گرفت) ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳ - چه یارست و چه جان دلنوازست
گوهر بعدی:شماره ۷۵ - (در مقام لی مع الله سیر نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.