خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و اشتیاق بیحد شاعر به معشوق است. شاعر از فراق و بیقراری خود میگوید و معشوق را به خورشید و ماه تشبیه میکند. او از عشق به عنوان شرابی مستیآور یاد میکند که جانش را اسیر خود کرده است. همچنین، اشارهای به مفاهیم عرفانی مانند صفای دل و عارف دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۵۲ - ای منکسف ز تاب جمال تو آفتاب
ای منکسف ز تاب جمال تو آفتاب
وی ماه رو ز عاشق بیچاره رو متاب ۱
عمری بآرزوی تو گشتیم در بدر
اکنون مران مرا ز درخودبهیچ باب ۲
آئینه خدای دل صاف عارفست
زاهد مگو دل تو درآید درین حساب ۳
مکتوب شد بدفتر دل سرهر دو کون
ای جان بکوش تا که بدست آری این کتاب ۴
روی ترا بغیر جمال تو پرده نیست
وقت کسوف بر رخ خور مه شود نقاب ۵
فارغ ازین شراب و کبابست مست عشق
دارد ز دل کباب و ز خون جگر شراب ۶
تا در نقاب زلف نهان شد جمال دوست
آزاده نیست جان اسیری ز پیچ و تاب ۷
وی ماه رو ز عاشق بیچاره رو متاب ۱
عمری بآرزوی تو گشتیم در بدر
اکنون مران مرا ز درخودبهیچ باب ۲
آئینه خدای دل صاف عارفست
زاهد مگو دل تو درآید درین حساب ۳
مکتوب شد بدفتر دل سرهر دو کون
ای جان بکوش تا که بدست آری این کتاب ۴
روی ترا بغیر جمال تو پرده نیست
وقت کسوف بر رخ خور مه شود نقاب ۵
فارغ ازین شراب و کبابست مست عشق
دارد ز دل کباب و ز خون جگر شراب ۶
تا در نقاب زلف نهان شد جمال دوست
آزاده نیست جان اسیری ز پیچ و تاب ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱ - یارم از خانه برون آمد سرمست و خراب
گوهر بعدی:شماره ۵۳ - ایهاالحیران فی وجه الحبیب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.