خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا یک شعر عرفانی و اخلاقی است که از زبان شاعر به ساقی خطاب شده و از او میخواهد تا جام را پر کند زیرا فرصت زودگذر است. شاعر از مستی و بیخودی سخن میگوید و بر شناخت خود و حق تأکید دارد. همچنین، به موضوعاتی مانند فقر، عرفان، و ارزش انسان در شناخت عالم اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به مستی و بیخودی دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۴۹ - ساقی بیا که موسم عیش آمد و طرب
ساقی بیا که موسم عیش آمد و طرب
پرکن قدح که میگذرد فرصت عجب ۱
مستم کن آنچنان که ندانم سر از قدم
تا وار هم ز غصه دوران پر تعب ۲
خواهی که حق شناس شوی خویشتن شناس
عارف بخود نگشته شناسا نه به رب ۳
خود را چنانچه بود بآدم عیان نمود
انسان شدست دیده عالم ازین سبب ۴
تا سنبل و بنفشه بگرد سمن دمید
جانم میان ظلمت و نورست روز و شب ۵
هر کو بفقر نسبت خود را درست کرد
ننگ آیدش دگر که کند فخر برنسب ۶
هر سو اسیریا چه طلب میکنی بیا
چون یار با منست چه حاجت بدین طلب ۷
پرکن قدح که میگذرد فرصت عجب ۱
مستم کن آنچنان که ندانم سر از قدم
تا وار هم ز غصه دوران پر تعب ۲
خواهی که حق شناس شوی خویشتن شناس
عارف بخود نگشته شناسا نه به رب ۳
خود را چنانچه بود بآدم عیان نمود
انسان شدست دیده عالم ازین سبب ۴
تا سنبل و بنفشه بگرد سمن دمید
جانم میان ظلمت و نورست روز و شب ۵
هر کو بفقر نسبت خود را درست کرد
ننگ آیدش دگر که کند فخر برنسب ۶
هر سو اسیریا چه طلب میکنی بیا
چون یار با منست چه حاجت بدین طلب ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸ - گر وصال دوست خواهی در ره او شوفنا
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - من نخواهم شادی و عیش و طرب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.