خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر به ستایش معشوق الهی میپردازد. او از نور و جمال معشوق سخن میگوید که جهان را روشن کرده و همه ذرات عالم به عشق او سرگرم هستند. شاعر اشاره میکند که تنها با پیروی از شرع و راهنمایی معشوق میتوان به وصال رسید و هر کس که زیبایی او را ببیند، بینایی حقیقی پیدا میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار میباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
شماره ۳ - ای ماه برون آمده از مشرق بطحا
ای ماه برون آمده از مشرق بطحا
تابان ز رخت شعشعه ی نور تجلی ۱
خورشید جهانی ز تو روشن همه عالم
انوار الهی ز جبین تو هویدا ۲
از پرتوی روی تو مه و مهر منور
وان نورسیه از خم زلفین تو پیدا ۳
ایجاد جهان را چو غرض نور تو بودست
دارند به مهرت همه ذرات تولا ۴
گر شرع تو رهبر نشود سالک ره را
کی در حرم وصل شود محرم مولی ۵
هر دیده که در هر دو جهان حسن تو بیند
در صورت و معنی بود آن دیده ی بینا ۶
سودا زده چون موی تو شد جان اسیری
زان دم که جمال رخ تو کرد تماشا ۷
تابان ز رخت شعشعه ی نور تجلی ۱
خورشید جهانی ز تو روشن همه عالم
انوار الهی ز جبین تو هویدا ۲
از پرتوی روی تو مه و مهر منور
وان نورسیه از خم زلفین تو پیدا ۳
ایجاد جهان را چو غرض نور تو بودست
دارند به مهرت همه ذرات تولا ۴
گر شرع تو رهبر نشود سالک ره را
کی در حرم وصل شود محرم مولی ۵
هر دیده که در هر دو جهان حسن تو بیند
در صورت و معنی بود آن دیده ی بینا ۶
سودا زده چون موی تو شد جان اسیری
زان دم که جمال رخ تو کرد تماشا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - یا غایة المقاصد یا منتهی المنی
گوهر بعدی:شماره ۴ - از خود فنا نگشته نیابی به حق بقا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.