این متن شعری است که از تشبیهات و استعارههای زیبا برای توصیف قدرت و عظمت یک پادشاه (شاه جهان ثانی صاحبقران) استفاده میکند. در این شعر، سپر به عنوان نمادی از محافظت و قدرت الهی و پادشاه به عنوان حاکمی عادل و قدرتمند توصیف شده است. همچنین، عناصر طبیعی مانند آسمان، دریا، و فلک به عنوان ابزارهایی در خدمت پادشاه و نشانههایی از عظمت او به تصویر کشیده شدهاند.
این متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و استعارههای پیچیده است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، استفاده از واژگان و تشبیهات قدیمی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شمارهٔ ۸ - برای نقش کردن بر دور سپر پادشاهی
پاره ابریست بر آفتاب ۱
شاه جهان ثانی صاحبقران
یک سپر از اسلحه اش آسمان ۲
بندگیش فخر سران دیار
گوش همه چون سپر حلقه دار ۳
تیغ بروی فلک افراختست
کاهکشان دست سپر ساختست ۴
در کف دریا کش مالک رقاب
تیغ و سپر آمده موج و حباب ۵
پشت سپر بسکه بود گرم ازو
از دم شمشیر نگردانده رو ۶
برده اگر زرگر باغ و بهار
خرده زر در سپر گل بکار ۷
هر زر و گوهر که نهان داشت کان
این سپر آمد طبق عرض آن ۸
دامن دریوزه گشادشت باز
پیش کف همت عالم نواز ۹
چرخ نوی آمده بر روی کار
ساخته بر محور ساعد مدار ۱۰
گرچه فلک شکل و ملک خوی نیست
کینه کش و کج رو و بیروی نیست ۱۱
او فلک حادثه زا آمده است
این فلک دفع بلا آمده است ۱۲
حفظ الهی سپر شاه باد
چرخ سپر دار و هوا خواه باد ۱۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.