خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از دشواری‌های بیان حق در میان مردم، رنج‌های عاشقانه و ناامیدی‌های زندگی سخن می‌گوید. شاعر از بی‌عدالتی‌ها و ناملایمات روزگار شکایت دارد و به عشق و رنج‌های ناشی از آن اشاره می‌کند. همچنین، به نقش تقدیر و چاره‌جویی در زندگی پرداخته شده است.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و فلسفی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۶۴ - نزد این خلق از رواج باطل حق دشمنی

نزد این خلق از رواج باطل حق دشمنی
حرف حق گو، چون اناالحق گوی باشد کشتنی ۱

بسکه در پای خیالت هر زمان سر میهنم
در جوانی چون هلالم گشته قامت منحنی ۲

بر جرس این طعنه می آید که در راه طلب
زار نالی اینقدر از چیست با روئین تنی ۳

عاقبت پیراهن گل پای تا سر در گرفت
تا بکی بر آتش بلبل کند دامن زنی ۴

خلوت دل بیصفا و تیره شد از راه چشم
گرچه دایم خانه از روزن پذیرد روشنی ۵

نیست همچون دامن مژگان او آتش فروز
گر کند دور افق بر آتش من دامنی ۶

می تواند داد اثر تیر دعا را آنکه داد
ناوک مژگان او را بیگمان صیدافکنی ۷

چاره سازی سر کند هر جا که بخت چربدست
می کند آبی که او ریزد بر آتش روغنی ۸

شمه ای ز آهن دلی های تو می گفتم کلیم
چون جرس بودی اگر او را زبان آهنی ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶۳ - چه نیکو گفت با گردن کشی سر در گریبانی
گوهر بعدی:غزل ۵۶۵ - براه او چه در بازیم، نه دینی نه دنیائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.