خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر به موضوعاتی مانند مبارزه با نفس، حرص و طمع، پیری و ناتوانی، و اهمیت سکوت و قناعت میپردازد. شاعر از انسان میخواهد که از هوسهای دنیوی دوری کند و به جای تمرکز بر مادیات، به معنویات و سکوت روی آورد.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی این شعر نیاز به درک و تجربهی بالاتری از زندگی دارد و ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل هضم نباشد. همچنین، برخی از انتقادات اجتماعی و فلسفی مطرحشده در شعر برای سنین پایینتر سنگین و نامفهوم خواهد بود.
غزل ۵۶۰ - دلا ز صیقل محنت جلا نمی گیری
دلا ز صیقل محنت جلا نمی گیری
ز موج اشک پیاپی صفا نمی گیری ۱
عنان سرکشی نفس را براه هوس
بگیر و فکر مکن اژدها نمی گیری ۲
بخاک عجز ز پیری نشسته ای و هنوز
بغیر گردن مینا عصا نمی گیری ۳
در آسیای سپهر استخوانت آرد شدست
هنوز توشه راه فنا نمی گیری ۴
چو طفل حرص تو دندان بسنگ برده خرد
چرا ز شیر هوسهاش وا نمی گیری ۵
چهار حد وجودت خلل پذیر شدست
بجز شکم خبر از هیچ جا نمی گیری ۶
زخامشی دهن غنچه پر ز زر شده است
سکوت جایزه دارد چرا نمی گیری ۷
کلیم کلبه فقر و حصیر، این عجبست
چه آتشی تو که در بوریا نمی گیری ۸
ز موج اشک پیاپی صفا نمی گیری ۱
عنان سرکشی نفس را براه هوس
بگیر و فکر مکن اژدها نمی گیری ۲
بخاک عجز ز پیری نشسته ای و هنوز
بغیر گردن مینا عصا نمی گیری ۳
در آسیای سپهر استخوانت آرد شدست
هنوز توشه راه فنا نمی گیری ۴
چو طفل حرص تو دندان بسنگ برده خرد
چرا ز شیر هوسهاش وا نمی گیری ۵
چهار حد وجودت خلل پذیر شدست
بجز شکم خبر از هیچ جا نمی گیری ۶
زخامشی دهن غنچه پر ز زر شده است
سکوت جایزه دارد چرا نمی گیری ۷
کلیم کلبه فقر و حصیر، این عجبست
چه آتشی تو که در بوریا نمی گیری ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۹ - رواج جهل مرکب رسیده است بجائی
گوهر بعدی:غزل ۵۶۱ - دلگشائی نبود آنچه ز صحرا یابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.