خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساس غم و اندوه شاعر به دلیل دوری از معشوق است. شاعر در غیاب معشوق، زندگی را بیمعنا و پوچ میداند و از درد فراق مینالد. او از تشبیهات مختلفی مانند گل، باغ، بهار، شمع، و تیر و کمان برای توصیف حال درونی خود استفاده میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غم و اندوه و فراق نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۵۲۹ - نه گل شناسم و نه باغ و بوستان بی تو
نه گل شناسم و نه باغ و بوستان بی تو
که دیده در نگشاید بر این و آن بی تو ۱
ز خضر گیرم و بر خاک ریزم آبحیات
بزندگی شده ام بسکه سرگران بی تو ۲
درین بهار چو گل از سفر توهم باز آی
ببین چه می کند این چشم خونفشان بی تو ۳
گمان برند که من نیز با تو هم سفرم
چنین که می روم از خویش هر زمان بی تو ۴
طفیلئی که پس از میهمان بجا ماند
چه قدر دارد جان مانده آنچنان بی تو ۵
کجاست فرصت آن کز فراق شکوه کنم
بغیر نام تو نگذشته بر زبان بی تو ۶
همه ذخیره شبهای تیره روزی رفت
چو شمع سوخته شد مغز استخوان بی تو ۷
بجام و ساغر ما قطره ای نمی افتد
اگر نشاط ببارد ز آسمان بی تو ۸
تو همچو تیر ز کف جسته رفته ای و کلیم
بخود فرو شده چون حلقه کمان بی تو ۹
که دیده در نگشاید بر این و آن بی تو ۱
ز خضر گیرم و بر خاک ریزم آبحیات
بزندگی شده ام بسکه سرگران بی تو ۲
درین بهار چو گل از سفر توهم باز آی
ببین چه می کند این چشم خونفشان بی تو ۳
گمان برند که من نیز با تو هم سفرم
چنین که می روم از خویش هر زمان بی تو ۴
طفیلئی که پس از میهمان بجا ماند
چه قدر دارد جان مانده آنچنان بی تو ۵
کجاست فرصت آن کز فراق شکوه کنم
بغیر نام تو نگذشته بر زبان بی تو ۶
همه ذخیره شبهای تیره روزی رفت
چو شمع سوخته شد مغز استخوان بی تو ۷
بجام و ساغر ما قطره ای نمی افتد
اگر نشاط ببارد ز آسمان بی تو ۸
تو همچو تیر ز کف جسته رفته ای و کلیم
بخود فرو شده چون حلقه کمان بی تو ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲۸ - نیامد نخل آه از سینه پرداغ من بیرون
گوهر بعدی:غزل ۵۳۰ - ایکاش صد دل باشدم ایجان و دل قربان تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.