خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق سخن میگوید که با وجود نزدیکی، همواره از او دور است. او از درد فراق و ناامیدی مینالد و بیان میکند که معشوق با وجود الفت، از او گریزان است. شاعر همچنین از ترس آلوده شدن به گناه و ناتوانی در رهایی از غم سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند گناه و عصیان ممکن است برای سنین پایین تر پیچیده باشد.
غزل ۵۰۹ - نه همین می رمد آن نوگل خندان از من
نه همین می رمد آن نوگل خندان از من
می کشد خار درین بادیه دامان از من ۱
با من آمیزش او الفت موج است و کنار
روز و شب با من و پیوسته گریزان از من ۲
قمری ریخته بالم به پناه که روم
تا بکی سرکشی سرو خرامان از من ۳
بتکلم، بخموشی، به تبسم، به نگاه
می توان برد بهر شیوه دل آسان از من ۴
نیست پرهیز من از زهد که خاکم بر سر
ترسم آلوده شود دامن عصیان از من ۵
اشک بیهوده مریز اینهمه از دیده کلیم
گرد غم را نتوان شست بطوفان از من ۶
می کشد خار درین بادیه دامان از من ۱
با من آمیزش او الفت موج است و کنار
روز و شب با من و پیوسته گریزان از من ۲
قمری ریخته بالم به پناه که روم
تا بکی سرکشی سرو خرامان از من ۳
بتکلم، بخموشی، به تبسم، به نگاه
می توان برد بهر شیوه دل آسان از من ۴
نیست پرهیز من از زهد که خاکم بر سر
ترسم آلوده شود دامن عصیان از من ۵
اشک بیهوده مریز اینهمه از دیده کلیم
گرد غم را نتوان شست بطوفان از من ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۸ - هر دم مشو سوار به عزم شکار من
گوهر بعدی:غزل ۵۱۰ - مگو ناصح که بتوان از رخ جانان نظر بستن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.