خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی به معشوق، جدایی از خود و پیوستن به یار، و تجربههای روحانی و عرفانی سخن میگوید. او از خلوتنشینی، جستجوی معشوق، و از دست دادن خود در راه عشق یاد میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۴۷۳ - خوش آن غیرت که بیخود جانب دلدار می رفتم
خوش آن غیرت که بیخود جانب دلدار می رفتم
دمی کز خویش می رفتم بکوی یار می رفتم ۱
خوش آن خلوتسرا کز اتحاد حسن و عشق آنجا
تو از می مست می گشتی و من از کار می رفتم ۲
وداع با براه او پر و بالست سالک را
زخود در پیش می بودم چو بیرفتار می رفتم ۳
کنون گر گلستان در دامنم باشد نمی بینم
گذشت آن کز پی یک گل بصد گلزار می رفتم ۴
بعزلت عادتی دارم که گر از گوشه خلوت
بگلزارم کسی بردی بپای دار می رفتم ۵
نشانش را ز خود چون یافتم در جستجوی او
بگرد خویشتن گردیده چون پرگار می رفتم ۶
دگر تقریب رفتن چون ببزم او نمی دیدم
برای پرسش آن نرگس بیمار می رفتم ۷
کلیم از یاد کس رفتن اگر در دست من بودی
چون برق از خاطر این چرخ کجرفتار می رفتم ۸
دمی کز خویش می رفتم بکوی یار می رفتم ۱
خوش آن خلوتسرا کز اتحاد حسن و عشق آنجا
تو از می مست می گشتی و من از کار می رفتم ۲
وداع با براه او پر و بالست سالک را
زخود در پیش می بودم چو بیرفتار می رفتم ۳
کنون گر گلستان در دامنم باشد نمی بینم
گذشت آن کز پی یک گل بصد گلزار می رفتم ۴
بعزلت عادتی دارم که گر از گوشه خلوت
بگلزارم کسی بردی بپای دار می رفتم ۵
نشانش را ز خود چون یافتم در جستجوی او
بگرد خویشتن گردیده چون پرگار می رفتم ۶
دگر تقریب رفتن چون ببزم او نمی دیدم
برای پرسش آن نرگس بیمار می رفتم ۷
کلیم از یاد کس رفتن اگر در دست من بودی
چون برق از خاطر این چرخ کجرفتار می رفتم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۲ - همچو عینک سر نگردد راست از پشت غمم
گوهر بعدی:غزل ۴۷۴ - از در محرومی استمداد همت کرده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.