خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او خود را گرفتار عشق، دوری از یار، محنت‌های زندگی و ناامیدی توصیف می‌کند، اما در عین حال از عزت نفس و پادشاهی در گدایی می‌گوید. متن پر از استعاره‌ها و تصاویر شاعرانه است که درد و رنج شاعر را به تصویر می‌کشند.

متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارند تا به درستی درک شوند.

مشاهده کامل

غزل ۴۵۶ - بدام عشق تو بیدانه مبتلا شده ام

بدام عشق تو بیدانه مبتلا شده ام
پرم مبند چو دل بسته مبتلا شده ام ۱

جدا ز یاران، تار گسسته را مانم
که بینوا شده ام گر دمی جدا شده ام ۲

چراغ اهل دلم، بیفروغم ار بینی
ز گرد محنت این کهنه آسیا شده ام ۳

نه از ترحم، صیاد کرده آزادم
ز ضعف تن ز شکاف قفس رها شده ام ۴

چو آبروی قناعت نمی برم ز طلب
بکوی عزلت بیمایه چون هما شده ام ۵

همان بدیده جوهر شناس جا دارم
اگر ز مالش ایام توتیا شده ام ۶

ز تیره روزی و آشفته خاطری پیداست
که کشته بسته آن طره دوتا شده ام ۷

گدا شوند گر اهل طلب زننگ سئوال
من از گدائی میخانه پادشا شده ام ۸

هما به تر زنند استخوانم ار بخورد
چنین که من هدف ناوک بلا شده ام ۹

ز دستگیر امیدم چنان بریده کلیم
که ناامید ز پا مردی عصا شده ام ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۵۵ - همه پاکان بحر و بر دیدم
گوهر بعدی:غزل ۴۵۷ - بار ناموسی نداریم از پی دل می رویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.