خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از دردها و رنج‌های درونی خود می‌گوید، از ناله‌های دل و استخوان‌سینه‌ای که به موسیقی تبدیل شده است. او از طالع بدبین خود شکایت دارد و احساس بی‌قدرتی می‌کند. شاعر از تنهایی، بی‌مهری دیگران و ناامیدی می‌نالد و خود را مانند مور ناتوانی می‌داند که نمی‌تواند به پرواز درآید. او از خاطرات آزرده و بار سنگین افکار خود می‌گوید و گاهی آرزو می‌کند که باد روزی برق بلا برگ و برش شود. در نهایت، گاهی به بزم می‌کلیم روی می‌آورد تا شاید از اشتیاق درونش بکاهد.

متن دارای مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و طالع بدبین ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۴۶ - بسکه می پیچد صدای ناله دل در برم

بسکه می پیچد صدای ناله دل در برم
استخوان سینه موسیقار شد در پیکرم ۱

طالع بدبین، کز آب و آتشم بیقدرتر
گرچه آتش می توان گشتن زآب گوهرم ۲

حکم سودا بر سرم جاری تر است از سیل اشک
گر بفرقم خاک بیزد ور زند گل بر سرم ۳

خاک اصل طینتم گوئی ز گرد لشکر است
از رفیقان جمله در راه طلب واپس ترم ۴

بسته ام چشم امید از مهربانیهای خلق
دل نهاد زخم بی مرهم بسان مجمرم ۵

فطرت پستم ندارد بال پرواز بلند
منکه مور ناتوان باشم چه باشد شهپرم ۶

خاطر آزرده ای دارم که در سیر بهشت
از گریبان چون جرس بیرون نمی آید سرم ۷

برگ من بی برگی است و بار بار خاطرست
باد یارب روزی برق بلا برگ و برم ۸

می کنم گاهی اگر سامان بزم می کلیم
سنگ پر بیرون کند از اشتیاق ساغرم ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۵ - بیدماغم دست رد بر وصل جانان می نهم
گوهر بعدی:غزل ۴۴۷ - عمریستکه یک مستی سرشار ندیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.