خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از فراق و دوری معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر و استعارههای مختلف مانند داغ، فتیله، ستاره سوخته و ... احساسات عمیق خود را از غم و اندوه ناشی از این جدایی به تصویر میکشد. او از نیش غمزههای معشوق به عنوان زخمی یاد میکند که تا ابد التیام نمییابد و خود را همچون ستارهای سوخته میداند که عشقش به بخت سیاهش پیوند خورده است.
این شعر حاوی مضامین عمیق عاشقانه و احساساتی است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۱۲ - اگر چه هست مرا بیتو داغ بر سر داغ
اگر چه هست مرا بیتو داغ بر سر داغ
زنم ز ناخن هر لحظه حلقه بر در داغ ۱
نشسته بر سر بالین من بدلسوزی
رفیق در شب غم چون فتیله بر سر داغ ۲
چنان نگار شد از نیش غمزه ات مرهم
که تا بحشر نخیزد ز روی بستر داغ ۳
ستاره سوخته ای همچو من ندارد عشق
که هست کوکب بخت سیاهم اختر داغ ۴
تو چون بجلوه در آئی برای دفع گزند
سپند آبله سوزد دلم بر اخگر داغ ۵
درون سینه غم او بمجلس آرائی است
صراحی دل پر خون گواه ساغر داغ ۶
کلیم سوخته را وقف شد که بردارند
ز روی بستر تب چون سیاهی از سر داغ ۷
زنم ز ناخن هر لحظه حلقه بر در داغ ۱
نشسته بر سر بالین من بدلسوزی
رفیق در شب غم چون فتیله بر سر داغ ۲
چنان نگار شد از نیش غمزه ات مرهم
که تا بحشر نخیزد ز روی بستر داغ ۳
ستاره سوخته ای همچو من ندارد عشق
که هست کوکب بخت سیاهم اختر داغ ۴
تو چون بجلوه در آئی برای دفع گزند
سپند آبله سوزد دلم بر اخگر داغ ۵
درون سینه غم او بمجلس آرائی است
صراحی دل پر خون گواه ساغر داغ ۶
کلیم سوخته را وقف شد که بردارند
ز روی بستر تب چون سیاهی از سر داغ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۱ - بخانه چند نشینی سری ببستان کش
گوهر بعدی:غزل ۴۱۳ - آهم اثر نیافت ز فریاد بیوقوف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.