این متن شعری است که با استفاده از تصاویر و استعارههای غنی، مفاهیمی مانند مقاومت در برابر سختیها، هوشیاری در زندگی، پذیرش تقدیر و رضایت به قضا و قدر را بیان میکند. شاعر از خواننده میخواهد در برابر مشکلات استوار باشد، در عین حال انعطافپذیر و هوشیار باقی بماند. همچنین بر اهمیت عمل درست و دوری از نفاق تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند تقدیر، شهادت و رضایت، نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
غزل ۴۱۰ - در مصاف عافیت لرزان تر از سیماب باش
تیغ موج خون چو بینی پنجه قصاب باش ۱
بخت بیداری نمی یابد تجرد پیشه را
خانه چون خالی بود گو پاسبان در خواب باش ۲
هر کجا باریک شد راهت، قدم از سر بنه
جاده گر از تار در پیش آیدت مضراب باش ۳
کار یکرو کن، مدارا نیست جز مشق نفاق
گرنه سیلاب سرائی آتش اسباب باش ۴
سجده گر پیشت برند ابروی تمکین خم مکن
از قبول خلق از جا در میا محراب باش ۵
از شهادت رتبه بالاترت گر آرزوست
در تلاش تشنه مردن در کنار آب باش ۶
تیغ اگر بر خوری رنگ رضامندی مباز
با بلاها تازه رو چون عکس در خوناب باش ۷
سخت جانی مایه صد دردسر باشد کلیم
در کشاکش ناتوان چون رشته بیتاب باش ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.