خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این متن شعری است که به موضوعات مختلفی مانند عشق، وطن، زندگی، و تجربیات انسانی می‌پردازد. شاعر از مخاطب می‌خواهد که دل را از چیزهای بی‌ارزش بردارد، به عشق و زاری توجه کند، و از تجربیات زندگی درس بگیرد. همچنین، اشاره‌ای به وطن و دلتنگی برای آن دارد و از مخاطب می‌خواهد که از چیزهای بد به سمت خوبی‌ها حرکت کند.

متن دارای مفاهیم عمیق و انتزاعی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند عشق، دلتنگی، و تجربیات زندگی نیاز به بلوغ فکری دارند که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۳۹۶ - نگویمت که دل از حاصل جهان بردار

نگویمت که دل از حاصل جهان بردار
بهر چه دسترست نیست دل از آن بردار ۱

اگر نسیم ریاض وطن هوس داری
بناله دامن خرگاه آسمان بردار ۲

بعندلیب شنیدم که باغبان می گفت
ز گلبنی که بود سرکش آشیان بردار ۳

براه عشق که زاری و عجز می طلبند
ز ساز و برگ سفر چون جرس فغان بردار ۴

پیاله گر بکف آید به پند گو منکر
چو گل بود نظر از روی باغبان بردار ۵

اگرچه صرفه پسندیده نیست از مستان
چو شیشه جلوه کند شمع از میان بردار ۶

براه کعبه اگر می روم گوید عقل
که از برای رگ نفس استخوان بردار ۷

زمانه هر چه دهد در بهای عمر مگیر
ز بد معامله گلخن بگلستان بردار ۸

وطن تمام خس وخار بیکس است کلیم
برو سواد وطن را از آشیان بردار ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹۵ - چه شد گاه از زبان خامه نام این پریشان بر
گوهر بعدی:غزل ۳۹۷ - تا یافت عزت از تو مکان گوالیار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.