خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به بیان احساسات عاشقانه و ناامیدیهای عاشق میپردازد. شاعر از بیتابی عشق، ناکامیها، اشکهای بیحاصل و احساس تنهایی سخن میگوید. همچنین، اشارهای به امیدواری برای بهبودی و آبادی دارد، اما در نهایت، تسلیم شدن در برابر جبر عشق و تقدیر را نشان میدهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تسلیم شدن در برابر عشق نیاز به درک بالاتری از احساسات و تجربیات زندگی دارد.
غزل ۳۷۰ - کی تغافل می تواند عاشق بیتاب کرد
کی تغافل می تواند عاشق بیتاب کرد
چون توان با تشنگی قطع نظر از آب کرد ۱
مو بمو قربان آن ابرو شدم اما هنوز
طاعتی مقبول نتوانم در آن محراب کرد ۲
حیف از اشکم که چون ریگ روان بیحاصلست
شمع از یکقطره نخل شعله را سیراب کرد ۳
با همه دریا کشی مستی نمی دانم که چیست
گریه از بس بیتو آبم در شراب ناب کرد ۴
از پی بیداری شبهای وصل آمد بکار
شرمسار از یاری بختم که چندین خواب کرد ۵
کلبه ویران من خواهد بآبادی رسید
کز پی تعمیر او سیلاب گل در آب کرد ۶
حسن چون دل را برد از ما چه می آید کلیم
بر سر ویرانه نتوان جنگ با سیلاب کرد ۷
چون توان با تشنگی قطع نظر از آب کرد ۱
مو بمو قربان آن ابرو شدم اما هنوز
طاعتی مقبول نتوانم در آن محراب کرد ۲
حیف از اشکم که چون ریگ روان بیحاصلست
شمع از یکقطره نخل شعله را سیراب کرد ۳
با همه دریا کشی مستی نمی دانم که چیست
گریه از بس بیتو آبم در شراب ناب کرد ۴
از پی بیداری شبهای وصل آمد بکار
شرمسار از یاری بختم که چندین خواب کرد ۵
کلبه ویران من خواهد بآبادی رسید
کز پی تعمیر او سیلاب گل در آب کرد ۶
حسن چون دل را برد از ما چه می آید کلیم
بر سر ویرانه نتوان جنگ با سیلاب کرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۹ - خستگان را ناوکش آرام جانی می شود
گوهر بعدی:غزل ۳۷۱ - لبم ز بستگی دل اگر چه وا نشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.