خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به بیان احساسات غمانگیز، سرگشتگی و ناامیدی میپردازد. شاعر از درد دل، دوری از وطن، بیپناهی و ناتوانی در رسیدن به آرزوها سخن میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند عشق، زمانه و فقر دارد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی آن نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.
غزل ۳۶۷ - وصلت غبار غم ز دل ما نمی برد
وصلت غبار غم ز دل ما نمی برد
می صیقلست و زنگ ز مینا نمی برد ۱
سرگشتگی بچرخ مرا تا نیاورد
نک گردباد راه بصحرا نمی برد ۲
آخر زدست شوخی طفلان گریختیم
جائیکه اشک پی بسر ما نمی برد ۳
شهرت بهر چه یار شد آفت باو رسید
رشکی دلم بعزلت عنقا نمی برد ۴
زینسانکه از وطن همه طبعی رمیده است
صورت عجب که رخت زدیبا نمی برد ۵
ایمن نمی شود ز شبیخون گریه ام
سیلاب تا پناه بدریا نمی برد ۶
بهر عصای راه عدم ناتوان عشق
جز آرزوی آن قد و بالا نمی برد ۷
مکتوب را زدرد دل از بس گران کنم
گر سیل نامه بر شود آنرا نمی برد ۸
قانون گردباد بود روزگار را
جز خار و خس زمانه ببالا نمی برد ۹
هرگز کلیم آرزوی کام هم نکرد
ناموس فقر را ز تمنا نمی برد ۱۰
می صیقلست و زنگ ز مینا نمی برد ۱
سرگشتگی بچرخ مرا تا نیاورد
نک گردباد راه بصحرا نمی برد ۲
آخر زدست شوخی طفلان گریختیم
جائیکه اشک پی بسر ما نمی برد ۳
شهرت بهر چه یار شد آفت باو رسید
رشکی دلم بعزلت عنقا نمی برد ۴
زینسانکه از وطن همه طبعی رمیده است
صورت عجب که رخت زدیبا نمی برد ۵
ایمن نمی شود ز شبیخون گریه ام
سیلاب تا پناه بدریا نمی برد ۶
بهر عصای راه عدم ناتوان عشق
جز آرزوی آن قد و بالا نمی برد ۷
مکتوب را زدرد دل از بس گران کنم
گر سیل نامه بر شود آنرا نمی برد ۸
قانون گردباد بود روزگار را
جز خار و خس زمانه ببالا نمی برد ۹
هرگز کلیم آرزوی کام هم نکرد
ناموس فقر را ز تمنا نمی برد ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۶ - کی تمنای تو از خاطر ناشاد رود
گوهر بعدی:غزل ۳۶۸ - گردون بشیشه تهیم سنگ کین زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.