خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از زندگی پرپیچوتاب و تاریک سخن میگوید که مانند گردباد است. شاعر از ناامیدی، آرزوهای بربادرفته، و غمهای زندگی میگوید، اما همچنین به لحظات شاد و جوانی اشاره میکند. او از بلاهای آسمان و مشکلات حلنشدنی مینالد و در نهایت، از گمشدن روشنایی دل در زیر بار حوادث سخن میگوید.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و تقدیر ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۳۳۷ - پرپیچ و تاب و تیره بی امتداد بود
پرپیچ و تاب و تیره بی امتداد بود
این زندگی که نسخه ای از گردباد بود ۱
دل از سر امید اگر برنخاستی
جا تنگ بر نشستن نقش مراد بود ۲
هر صید کام کز پی او می دوید دل
هر گه بدام آرزو افتاد باد بود ۳
خوش وقت بیغمی و جوانی که داشتیم
صد باعث طرب که یکی طبع شاد بود ۴
از آسمان گشایش کاریکه دیده ام
از شست او خدنگ بلا را گشاد بود ۵
هر عقده غمی که بکارم فلک فکند
مشکل گشاتر از گره اعتقاد بود ۶
از عشق در زمان تو بیگانه گشت حسن
ورنه میان شعله و شمع اتحاد بود ۷
در جام لاله و گل این باغ کرده اند
خونابه غمی که ز دلها زیاد بود ۸
در زیر زنگ حادثه گم شد زمن کلیم
آندل که همچو آینه روشن نهاد بود ۹
این زندگی که نسخه ای از گردباد بود ۱
دل از سر امید اگر برنخاستی
جا تنگ بر نشستن نقش مراد بود ۲
هر صید کام کز پی او می دوید دل
هر گه بدام آرزو افتاد باد بود ۳
خوش وقت بیغمی و جوانی که داشتیم
صد باعث طرب که یکی طبع شاد بود ۴
از آسمان گشایش کاریکه دیده ام
از شست او خدنگ بلا را گشاد بود ۵
هر عقده غمی که بکارم فلک فکند
مشکل گشاتر از گره اعتقاد بود ۶
از عشق در زمان تو بیگانه گشت حسن
ورنه میان شعله و شمع اتحاد بود ۷
در جام لاله و گل این باغ کرده اند
خونابه غمی که ز دلها زیاد بود ۸
در زیر زنگ حادثه گم شد زمن کلیم
آندل که همچو آینه روشن نهاد بود ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۶ - دل بیهده افغان ز تو ناساز ندارد
گوهر بعدی:غزل ۳۳۸ - کی آن صیاد بی پروا پی نخجیر می گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.