خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عرفانی از کلیم کاشانی، عشق و دلدادگی به معشوق را با استعاره‌های زیبا مانند کعبه، شمع، و سکه بیان می‌کند. شاعر بر بی‌قاعدگی‌های مسیر عشق و یکسان‌دیدن نیک و بد در این راه تأکید دارد.

مفاهیم عمیق عرفانی و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند بی‌قاعدگی در عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳۳۲ - زیوری از داغ مرد عشق را بهتر نبود

زیوری از داغ مرد عشق را بهتر نبود
کعبه دل را به از وی حلقه ای بر در نبود ۱

فیض بخشی سربلندی آورد بنگر که شمع
تا دم آخر سرش بی زیور افسر نبود ۲

با همه حیرانی و سرگشتگی از جذب شوق
رفته ام راهی که خضرش نیز بی رهبر نبود ۳

بعد مردن خاکم از آغوش خود بیرون فکند
مهربانی هیچگه در طبع این مادر نبود ۴

در دیار عشقبازی روی سامان کس ندید
سکه در این ملک هرگز روشناس زر نبود ۵

جلوه گاه حسن خواهد اینهمه پرهیز چیست
رخ مپوش از دیده ما باده بی ساغر نبود ۶

نیک و بد یکسان بود در پیش طبع ما کلیم
هیچ عکس آئینه را از دیگری بهتر نبود ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۳۱ - مگو کسی بمن خاکسار می ماند
گوهر بعدی:غزل ۳۳۳ - دل را کی آن طاقت بود کز فکر جانان بگذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.