خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند عرفان، دنیاگریزی، نقد دنیای مادی و ارزشهای معنوی میپردازد. شاعر از ناپایداری دنیا، بیاعتباری مال و منال، و ارزش نهادن به عافیت و دلسپردگی به معنویات سخن میگوید. همچنین، به نقد رفتارهای مادیگرایانه ابنای دنیا و بیان بیثمری تلاشهای دنیوی پرداخته است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تحلیل نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند نقد دنیای مادی و معنای زندگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۰۲ - چشم عارف جز چراغ کلفت از دنیا ندید
چشم عارف جز چراغ کلفت از دنیا ندید
عزم بالا کرد چون از گرد پیش پا ندید ۱
بر محک زد نقد شهری و بیابانی خرد
عاقل خوش مشرب و مجنون و بدسودا ندید ۲
نیست در وضع جهان ابنای دنیا را ملال
هیچ صورت را کسی دلگیر از دنیا ندید ۳
عافیت را اهل دل در دیده بستن دیده اند
بهره زین گلشن بغیر از چشم نابینا ندید ۴
از بزرگان بیشتر دو نان تمتع می برند
قرب ساحل جز خس و خاشاک از دریا ندید ۵
نخل این بستان ز بار خویشتن یابد شکست
هیچکس از زاده خود خیر در دنیا ندید ۶
بال برگرد سرش گشتن ندارد فاخته
هیچکس سروی درین بستان باین بالا ندید ۷
عیش ننگ ما کلیم از تنگدستیهای ماست
دست خالی را کسی در گردن مینا ندید ۸
عزم بالا کرد چون از گرد پیش پا ندید ۱
بر محک زد نقد شهری و بیابانی خرد
عاقل خوش مشرب و مجنون و بدسودا ندید ۲
نیست در وضع جهان ابنای دنیا را ملال
هیچ صورت را کسی دلگیر از دنیا ندید ۳
عافیت را اهل دل در دیده بستن دیده اند
بهره زین گلشن بغیر از چشم نابینا ندید ۴
از بزرگان بیشتر دو نان تمتع می برند
قرب ساحل جز خس و خاشاک از دریا ندید ۵
نخل این بستان ز بار خویشتن یابد شکست
هیچکس از زاده خود خیر در دنیا ندید ۶
بال برگرد سرش گشتن ندارد فاخته
هیچکس سروی درین بستان باین بالا ندید ۷
عیش ننگ ما کلیم از تنگدستیهای ماست
دست خالی را کسی در گردن مینا ندید ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۱ - اسیر عشقم و هر کس مرا غلام کند
گوهر بعدی:غزل ۲۰۳ - از هستی من تو چون نام و نشان برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.