خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوع عشق و رنجهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از بیچارگی در برابر غم عشق، بیتأثیری تدبیرهای عقلانی، و ناامیدی از بهبود شرایط سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند دیوانگی، ویرانی، مرگ، و تسلیمناپذیری در عشق اشاره میکند.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و ناامیدی ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
غزل ۱۹۷ - عشقت غمی از چاره و تدبیر ندارد
عشقت غمی از چاره و تدبیر ندارد
در گرمی تب مروحه تأثیر ندارد ۱
گفتی قفس عقل حصاریست ز آهن
دیوانه مگر خانه زنجیر ندارد ۲
مانند صدف رجعت معموری ما رفت
ویرانه ما طالع تعمیر ندارد ۳
بر طفل مزاجان جهان چون گذرد حال
امروز که پستان امل شیر ندارد ۴
تسکین ده عاشق نه فراق و نه وصالست
پیریست غم عشق که تدبیر ندارد ۵
پرهیز از آن کار که افتاد بآخر
زان ناله بیندیش که تأثیر ندارد ۶
ایمن ترم از چشم تو تا ریخته مژگان
من بنده آن ترک که شمشیر ندارد ۷
افتادگی از عرض گذشتست سر او
تقدیم سرافرازی تأخیر ندارد ۸
آسایش هر کام ز شیرینی مرگست
جائیکه شکر غیر نی تیر ندارد ۹
گر میکشدم یار، کلیم این نه ز خصمی است
صیاد بدل کینه نخجیر ندارد ۱۰
در گرمی تب مروحه تأثیر ندارد ۱
گفتی قفس عقل حصاریست ز آهن
دیوانه مگر خانه زنجیر ندارد ۲
مانند صدف رجعت معموری ما رفت
ویرانه ما طالع تعمیر ندارد ۳
بر طفل مزاجان جهان چون گذرد حال
امروز که پستان امل شیر ندارد ۴
تسکین ده عاشق نه فراق و نه وصالست
پیریست غم عشق که تدبیر ندارد ۵
پرهیز از آن کار که افتاد بآخر
زان ناله بیندیش که تأثیر ندارد ۶
ایمن ترم از چشم تو تا ریخته مژگان
من بنده آن ترک که شمشیر ندارد ۷
افتادگی از عرض گذشتست سر او
تقدیم سرافرازی تأخیر ندارد ۸
آسایش هر کام ز شیرینی مرگست
جائیکه شکر غیر نی تیر ندارد ۹
گر میکشدم یار، کلیم این نه ز خصمی است
صیاد بدل کینه نخجیر ندارد ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۶ - گر حق نگری لایق منصور نباشد
گوهر بعدی:غزل ۱۹۸ - چشم از جهان که بست که آن دیده ور نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.