خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به مفاهیم عمیق زندگی مانند گذرایی عمر، غفلت انسان، عدالت، عشق و رهبری معنوی میپردازد. شاعر از گذشت سریع زمان، بیعدالتی در جهان، و اهمیت بیداری و آگاهی سخن میگوید. همچنین، به موضوعاتی مانند عشق الهی و تسلیم در برابر جریان زندگی اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اشارات مانند کینه و قتل ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
غزل ۱۸۷ - عمر سیرش کوته است ار جورت از دل می رود
عمر سیرش کوته است ار جورت از دل می رود
چند گامی از ضرورت مرغ بسمل می رود ۱
خواب غفلت بسکه چشم کاروان عمر بست
بانگ باید بر جرسها زد که محمل می رود ۲
کینه اش ای کاش باعث می شدی بر قتل ما
خون ناحق کشته زود از یاد قاتل می رود ۳
دهر اگر بحر پرآشوبست مستانرا چه غم
کشتی من بیخطر دایم بساحل می رود ۴
چون زبان گنگ باید در سخن خود را گرفت
راه باریکست کار از طبع کاهل می رود ۵
بر زبان دارد حدیث چشم طوفانزای من
خامه محذورست گر با سینه در گل می رود ۶
جذب شوقم می برد رهبر نمی خواهم کلیم
هر که سیلابش برد بیخود بمنزل می رود ۷
چند گامی از ضرورت مرغ بسمل می رود ۱
خواب غفلت بسکه چشم کاروان عمر بست
بانگ باید بر جرسها زد که محمل می رود ۲
کینه اش ای کاش باعث می شدی بر قتل ما
خون ناحق کشته زود از یاد قاتل می رود ۳
دهر اگر بحر پرآشوبست مستانرا چه غم
کشتی من بیخطر دایم بساحل می رود ۴
چون زبان گنگ باید در سخن خود را گرفت
راه باریکست کار از طبع کاهل می رود ۵
بر زبان دارد حدیث چشم طوفانزای من
خامه محذورست گر با سینه در گل می رود ۶
جذب شوقم می برد رهبر نمی خواهم کلیم
هر که سیلابش برد بیخود بمنزل می رود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۶ - جور تو ز پی فغان ندارد
گوهر بعدی:غزل ۱۸۸ - به بی تکلفی آن عارفی که خو دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.