خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، نگاهی انتقادی به جهان و ناکامی‌های انسانی دارد. شاعر از بی‌عدالتی، ناپایداری دنیا، و بی‌توجهی به ارزش‌های اصیل مانند آزادگی و صداقت سخن می‌گوید. او همچنین به ناامیدی از یافتن حقیقت و رستگاری اشاره می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار خواهد بود. همچنین، مضامین یأس و ناامیدی ممکن است برای گروه‌های سنی پایین مناسب نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۸۴ - عمرها رفت که قانون طرب تار ندید

عمرها رفت که قانون طرب تار ندید
دل بجز دیده تر ساغر سرشار ندید ۱

این جهان دار شفائیست که یک بیمارش
خدمتی غیر تغافل ز پرستار ندید ۲

هر که رفعت طلبد بهره نیابد از فیض
خار را سبز کسی بر سر دیوار ندید ۳

مرد آزاده گرش کار بسوگند افتاد
قسم او بسری بود که دستار ندید ۴

دست رد گر بشناسی سپر حادثه است
از بلا رست سپندی که خریدار ندید ۵

شیشه با آنکه سر حرف مکرر وا کرد
دوش در بزم ترا در سر گفتار ندید ۶

دفترم گر شکرستان سخن گشت چه سود
که بغیر از مگس نقطه هوادار ندید ۷

خضر توفیق که از تربیتم دست کشید
آن طبیبی است که پرهیز ز بیمار ندید ۸

دهر خود مجلس می نیست کلیم، از چه سبب
کس در او آگهی از کار خبردار ندید ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۳ - خاک غربت در مذاقم آبحیوان می شود
گوهر بعدی:غزل ۱۸۵ - نشود اینکه ز دل اشک جگرگون نرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.