خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که بر اهمیت صداقت، صبر و دوری از تکبر تأکید دارد. شاعر از کسانی که بدون داشتن هنر، ادعای هنرمندی میکنند انتقاد میکند و ارزشهایی مانند عشق، عقل و سخاوت را ستایش مینماید. همچنین، او از ناامیدی و افسردگی روزگار شکایت میکند و به دنبال آرامش و وفاداری میگردد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و اجتماعی آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۸۰ - خوش آنکه لاف هنر پیش بی هنر نزند
خوش آنکه لاف هنر پیش بی هنر نزند
اگرچه برق بود طعنه بر شرر نزند ۱
بچاره دست مزن در بلا که شصت قضا
نشان غلط نکند، تیر بر سپر نزند ۲
مکن سئوال که ابواب فیض اهل سخا
گشاده است بروی کسیکه در نزند ۳
چراغ عقل دهد روشنی ز پرتو عشق
نظر نه بیند تا آفتاب سر نزند ۴
فراخ حوصله گر خانه ای بسیل دهد
چو موج دست تأسف بیکدگر نزند ۵
بجز تو کز دل بیچاره صبر می طلبی
کسی نگفته به بسمل که بال و پر نزند ۶
دلم ز جانب آن چشم فتنه جو جمعست
که مست سنگ بد کان شیشه گر نزند ۷
درین بهار چنان روزگار افسردست
که غیر شمع گلی هیچکس بسر نزند ۸
کلیم خوارتر از خود کسی نمی بینم
چرا ز حلقه اهل وفا بدر نزند ۹
اگرچه برق بود طعنه بر شرر نزند ۱
بچاره دست مزن در بلا که شصت قضا
نشان غلط نکند، تیر بر سپر نزند ۲
مکن سئوال که ابواب فیض اهل سخا
گشاده است بروی کسیکه در نزند ۳
چراغ عقل دهد روشنی ز پرتو عشق
نظر نه بیند تا آفتاب سر نزند ۴
فراخ حوصله گر خانه ای بسیل دهد
چو موج دست تأسف بیکدگر نزند ۵
بجز تو کز دل بیچاره صبر می طلبی
کسی نگفته به بسمل که بال و پر نزند ۶
دلم ز جانب آن چشم فتنه جو جمعست
که مست سنگ بد کان شیشه گر نزند ۷
درین بهار چنان روزگار افسردست
که غیر شمع گلی هیچکس بسر نزند ۸
کلیم خوارتر از خود کسی نمی بینم
چرا ز حلقه اهل وفا بدر نزند ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۹ - زان رخنه ها که تن را از ناوک جفا شد
گوهر بعدی:غزل ۱۸۱ - دل که لبریز الم شد ز نوا می افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.