خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که از نالهها و دلتنگیهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از دوری و فراق شکایت میکند و بیان میکند که با وجود همه سختیها، هنوز امید به وصل وجود دارد. او از طبیعت و عناصری مانند باد، گل و خاک برای بیان احساساتش استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'گر کشد کارم بمردن' ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
غزل ۱۶۶ - ناله می آید بکویت راه چندان دور نیست
ناله می آید بکویت راه چندان دور نیست
گر تو هم گاهی کنی یاد اسیران دور نیست ۱
گرچه ما را می دهی بر باد بفشان دامنت
تا بدانی خاک مشتاقان زدامان دور نیست ۲
کیست در کویت که شبها ناله ام نشنیده است
جمله می دانند کاین بلبل زبستان دور نیست ۳
می کند هجرت مدار از آنکه می داند که من
گر کشد کارم بمردن آبحیوان دور نیست ۴
تا دل و جان بود دادم، ای صبا آخر تو هم
بوی گل را قیمت ارزان کن گلستان دور نیست ۵
دست بیتابی بفرقم مشت خاکی هم نریخت
تا زدامانت جدا شد از گریبان دور نیست ۶
با بلا هم پیرهن یارب کسی چون من مباد
پا اگر در دامن آرم از مغیلان دور نیست ۷
دور از آن درگه ندارد خاطرجمعی کلیم
از وطن آواره گر باشد پریشان دور نیست ۸
گر تو هم گاهی کنی یاد اسیران دور نیست ۱
گرچه ما را می دهی بر باد بفشان دامنت
تا بدانی خاک مشتاقان زدامان دور نیست ۲
کیست در کویت که شبها ناله ام نشنیده است
جمله می دانند کاین بلبل زبستان دور نیست ۳
می کند هجرت مدار از آنکه می داند که من
گر کشد کارم بمردن آبحیوان دور نیست ۴
تا دل و جان بود دادم، ای صبا آخر تو هم
بوی گل را قیمت ارزان کن گلستان دور نیست ۵
دست بیتابی بفرقم مشت خاکی هم نریخت
تا زدامانت جدا شد از گریبان دور نیست ۶
با بلا هم پیرهن یارب کسی چون من مباد
پا اگر در دامن آرم از مغیلان دور نیست ۷
دور از آن درگه ندارد خاطرجمعی کلیم
از وطن آواره گر باشد پریشان دور نیست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۵ - فراق همنفسان جان بیقرارم سوخت
گوهر بعدی:غزل ۱۶۷ - چشم پوشیدن ز نیک و بد چراغ دیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.