خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین، از عشق و جدایی سخن میگوید. شاعر از درد فراق و اشکهای بیپایان مینالد و از تأثیر عمیق عشق بر زندگی خود میگوید. تصاویری مانند گل خورشید، آئینه دل، شمع و اشک سفید، بر زیبایی و غم شعر افزودهاند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگین، نیاز به درک و تجربه عاطفی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان بیشتر دیده میشود. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
غزل ۱۲۵ - امشب گل خورشید بدامان نگاهست
امشب گل خورشید بدامان نگاهست
آئینه دل روشن از آن چشم سیاهست ۱
زنهار مکرر نشوی در نظر خلق
انگشت نما مانده همین اول ماهست ۲
پامال حوادث نتوانم که نباشم
چون نقش قدم خانه من بر سر راهست ۳
یکچشم زدن زو نتوانست جدا شد
گوئی نگهش عاشق آن چشم سیاهست ۴
چون شعله شمعم نگسسته است زهم آه
بر راستی این سخنم شمع گواهست ۵
در چشم ترم لخت جگر بار گشودست
هر جا که سرچشمه بود قافله گاهست ۶
از سوز جگر بهره نداریم وگرنه
تأثیر قبائیست که بر قامت آهست ۷
گردیده سفید است کلیم از اثر اشک
در مرگ اثر جامه آهم چه سیاهست ۸
آئینه دل روشن از آن چشم سیاهست ۱
زنهار مکرر نشوی در نظر خلق
انگشت نما مانده همین اول ماهست ۲
پامال حوادث نتوانم که نباشم
چون نقش قدم خانه من بر سر راهست ۳
یکچشم زدن زو نتوانست جدا شد
گوئی نگهش عاشق آن چشم سیاهست ۴
چون شعله شمعم نگسسته است زهم آه
بر راستی این سخنم شمع گواهست ۵
در چشم ترم لخت جگر بار گشودست
هر جا که سرچشمه بود قافله گاهست ۶
از سوز جگر بهره نداریم وگرنه
تأثیر قبائیست که بر قامت آهست ۷
گردیده سفید است کلیم از اثر اشک
در مرگ اثر جامه آهم چه سیاهست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۴ - ایدل دویدن از پی آن بیوفا بسست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۶ - تا بنام من زبان خامه ات گردیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.