خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مفاهیم عرفانی و اخلاقی سخن میگوید. شاعر از ناامیدی، فقر معنوی، و دوری از لذتهای دنیوی صحبت میکند و بر اهمیت آگاهی قلبی و توکل به خدا تأکید دارد. همچنین، از محنتهای زندگی و بیارزشی برخی امور دنیوی در برابر ارزشهای الهی یاد میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و محنتهای زندگی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمتجربه نامفهوم یا ناخوشایند باشد.
غزل ۱۲۰ - بکامی خواهش ما مبتلا نیست
بکامی خواهش ما مبتلا نیست
چو ماهی دانه ای در دام ها نیست ۱
بچشم خاکپای دوست حیفست
که کاغذ قدردان توتیا نیست ۲
بدست ما نیفتد دامن عیش
کف شانه سزاوار حنا نیست ۳
دل آگاه می باید، وگرنه
گدا یک لحظه بی نام خدا نیست ۴
بزور گریه خون را آب کردم
بریز اکنون که رنگیش از بها نیست ۵
درین محنت سرای تنگ عرصه
از آن ننشست نقش ما، که جائیست ۶
خریدار گران جانی ما هست
که آهن نیز بی آهن ربا نیست ۷
سر کاهیده ام از بار سودا
چو موی کاسه از زانو جدا نیست ۸
شب آدینه گر مهتاب باشد
کلیم از می گذشتن کار ما نیست ۹
چو ماهی دانه ای در دام ها نیست ۱
بچشم خاکپای دوست حیفست
که کاغذ قدردان توتیا نیست ۲
بدست ما نیفتد دامن عیش
کف شانه سزاوار حنا نیست ۳
دل آگاه می باید، وگرنه
گدا یک لحظه بی نام خدا نیست ۴
بزور گریه خون را آب کردم
بریز اکنون که رنگیش از بها نیست ۵
درین محنت سرای تنگ عرصه
از آن ننشست نقش ما، که جائیست ۶
خریدار گران جانی ما هست
که آهن نیز بی آهن ربا نیست ۷
سر کاهیده ام از بار سودا
چو موی کاسه از زانو جدا نیست ۸
شب آدینه گر مهتاب باشد
کلیم از می گذشتن کار ما نیست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۹ - حالت از تنگی جا غنچه بکنج دهنست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۱ - زلف تو که طفلان هوس را شب عیدست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.