خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج، ناامیدی، صبر و شکیبایی در برابر مشکلات زندگی سخن میگوید. شاعر از دلشکستگی، غم، و ناملایمات روزگار شکایت دارد و احساس میکند که بخت بد همیشه همراه او بوده است. همچنین، اشارهای به تلاش برای کمال در شعر و هنر دارد، اما با وجود این تلاشها، رنج و درد همچنان پابرجاست.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و دلشکستگی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال سنگین باشد.
غزل ۹۲ - پیوسته دل ز قطع امید آرمیده است
پیوسته دل ز قطع امید آرمیده است
راحت درین چمن بر نخل بریده است ۱
صبرم به جستن دل گمگشته رفته است
طفل سرشک در پی رنگ پریده است ۲
با گریه خنده رویم و با ناله گرم خون
باز از شراب غصه دماغم رسیده است ۳
شاد است بخت بد که به مفتم زدست داد
گوئی مرا فروخته یوسف خریده است ۴
بی مزد دست، خار ز پایی نمی کشد
همراهی زمانه بدین جا کشیده است ۵
تا چند نیش عقربی از دخل کج خورم
کسب کمال شعر دلم را گزیده است ۶
رنگین سخن گمان نبری خویش را، کلیم
کز خامه بریده زبان خون چکیده است ۷
راحت درین چمن بر نخل بریده است ۱
صبرم به جستن دل گمگشته رفته است
طفل سرشک در پی رنگ پریده است ۲
با گریه خنده رویم و با ناله گرم خون
باز از شراب غصه دماغم رسیده است ۳
شاد است بخت بد که به مفتم زدست داد
گوئی مرا فروخته یوسف خریده است ۴
بی مزد دست، خار ز پایی نمی کشد
همراهی زمانه بدین جا کشیده است ۵
تا چند نیش عقربی از دخل کج خورم
کسب کمال شعر دلم را گزیده است ۶
رنگین سخن گمان نبری خویش را، کلیم
کز خامه بریده زبان خون چکیده است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۱ - پیری رسید و موسم طبع جوان گذشت
گوهر بعدی:غزل ۹۳ - آزادگی ز منت احسان رمیدنست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.