خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از کلیم کاشانی بیانگر درد عشق و رنجهای ناشی از آن است. شاعر از دل شکسته، غم پنهانناشدنی، و ناتوانی در پنهان کردن عشق خود سخن میگوید. همچنین، او به ناامیدی، رسوایی، و بیپناهی خود اشاره میکند و از طبیعت و عناصر آن برای بیان احساساتش استفاده مینماید.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رسوایی و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارند.
غزل ۱۴ - ز تیغش چاک شد دل چون نهان سازم غم او را
ز تیغش چاک شد دل چون نهان سازم غم او را
گریبان پاره شد گل را، کجا پنهان کند بو را ۱
سپهر دون در فیض آنچنان بسته است از عالم
که سیلاب بهاری تر نمی سازد لب جو را ۲
سخن در هر زبان بیزحمت تعلیم می گوید
اگر طوطی ببیند یکره آن چشم سخنگو را ۳
بکنج گلخنم، نه بستری باشد، نه بالینی
چو خاکستر باخگر میهنم پیوسته پهلو را ۴
ز رسوائی بعالم عیب من شد فاش و آسودم
که دیگر در حق من هیچ حرفی نیست بدگو را ۵
نروید سبزه از هر جا نمکزاریست، حیرانم
که خط چون سبز و خرم میکند لعل لب او را ۶
بزاری کام دل حاصل توان کردن کلیم، اما
مقید همچو بلبل گر شوی یار تنک رو را ۷
گریبان پاره شد گل را، کجا پنهان کند بو را ۱
سپهر دون در فیض آنچنان بسته است از عالم
که سیلاب بهاری تر نمی سازد لب جو را ۲
سخن در هر زبان بیزحمت تعلیم می گوید
اگر طوطی ببیند یکره آن چشم سخنگو را ۳
بکنج گلخنم، نه بستری باشد، نه بالینی
چو خاکستر باخگر میهنم پیوسته پهلو را ۴
ز رسوائی بعالم عیب من شد فاش و آسودم
که دیگر در حق من هیچ حرفی نیست بدگو را ۵
نروید سبزه از هر جا نمکزاریست، حیرانم
که خط چون سبز و خرم میکند لعل لب او را ۶
بزاری کام دل حاصل توان کردن کلیم، اما
مقید همچو بلبل گر شوی یار تنک رو را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳ - بند از زنجیر نتوان کرد دل وارسته را
گوهر بعدی:غزل ۱۵ - دلا بر چشم تر نه آستین را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.