خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

متن شعری عرفانی است که در آن گفت‌وگویی بین عاشق (سالک راه حق) و عاقل (شخصی از ساحل امن) صورت می‌گیرد. عاقل به عاشق پیشنهاد می‌دهد که او را از دریا نجات دهد، اما عاشق پاسخ می‌دهد که رضایت او در رضایت خداوند است و به دنبال خواسته‌های خود نیست. این شعر بر تسلیم در برابر اراده الهی، رضا و عشق به خدا تأکید دارد.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.

مشاهده کامل

بخش ۲۲ - حکایت در دریا شدن مرد صادق

عاشقی در موج دریائی فتاد
عاقلی از ساحلش آواز داد ۱

گفتش ای مسکین برون آرم تو را
یا چنین سرگشته بگذارم تو را ۲

پاسخش این داد کای روشن روان
گر ز من پرسی نه این دانم نه آن ۳

بر مراد خود نخواهم یک نفس
زانکه مقصودم مراد اوست بس ۴

چون ز حق کردی رضای خود طلب
حکم او را هم رضا ده روز و شب ۵

گر رضای خویش می خواهی، خطاست
چون تو راضی گشتی او را هم، رضاست ۶

زهر ناکامی همی خور بی گله
هرگدائی را کجا این حوصله ۷

در طریقت منزل اعلاست این
منتهای جاهدوافیناست این ۸

چون نسیم این چمن پیدا شود
بلبل جان در قفس گویا شود ۹

سالک از اول نه بشناسد مقام
انس او با طاعت و ذکر مدام ۱۰

آنکه صاحب حال باشد نام او
با صفات حق بود آرام او ۱۱

وانکه او را انس با نام خداست
بحر تمکین است و غواص فناست ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۲۱ - در بیان رضا و کیفیت آن میفرماید
گوهر بعدی:بخش ۲۳ - در بیان قرب و بعد و کیفیت آن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.