این متن به توصیف دل (قلب) به عنوان مرکز اسرار الهی، جایگاه روح و عقل، و نقطهای که در آن روحانی و جسمانی به هم میپیوندند، میپردازد. دل به عنوان محرم اسرار، پذیرنده حقایق ناشناخته، و محل تلاقی روح و نفس توصیف شده است. همچنین، متن به رابطهی پیچیدهی بین روح و نفس و نقش دل در تعادل این دو اشاره دارد. در نهایت، متن بر اهمیت شناخت دل و دستیابی به معانی عمیق آن تأکید میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مباحث معنوی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۱۶ - در بیان معرفت دل گوید
خلوت جان بر سر بازار حق ۱
دل امین بارگاه محرمیست
دل اساس کارگاه آدمیست ۲
دل پذیرفت آنچه عالم برنیافت
دل بدانست آنچه عرش اندر نیافت ۳
بلبل جان را بباغ او نشست
شاهباز معرفت او را بدست ۴
روح قدسی همنشین و در برش
عقل کل خود پاسبانی بر سرش ۵
وصف شیطانی و روحانی در اوست
ملک روحانی و جسمانی در اوست ۶
زورق روحست در آب حیات
سیر او در قعر دریای صفات ۷
گاه انس و گاه قرب و گاه عین
چون فلک گردنده بین الاصبعین ۸
حق نظرها دارد اندر کوی دل
نی بهرچوگان درآید گوی دل ۹
آنکه بر پهلوی چپ خوانی دلش
آن نه دل باشد ولیکن منزلش ۱۰
در میان نفس و جانش مستقر
آن یکی چون مادر و دیگر پدر ۱۱
روح تو آبست و نفست همچو خاک
زین دو جوهر زاید این فرزند پاک ۱۲
سوی هر دو روز وشب گردان بود
نام او قلب از برای آن بود ۱۳
چون بهر دو جانبش فرماندهیست
در وجودش مسند شاهنشهیست ۱۴
هرکه او غواص دریای دلست
صدهزاران در معنی حاصلست ۱۵
گر تو را معنی دل حاصل شود
آن زمان دل در وجودت دل شود ۱۶
ور در این معنی نداری دسترس
دل مخوانش خانه دیواست و بس ۱۷
طالبی کاین راه پنهان باز یافت
گوهر کان را در این کان بازیافت ۱۸
آسمان دل چو آمد دروجود
آفتاب جان در آن تابان نمود ۱۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.