متن بالا یک نامه ادبی و عرفانی است که از زبان یک فرد گمنام خطاب به یک شخصیت بلندمرتبه (شاهزاده اعظم) نوشته شده است. در این نامه، نویسنده از الطاف و عنایات الهی، دریافت پیامهای آسمانی، و وقایع خاصی مانند احیای شب 23 و فرج بعد از شدت سخن میگوید. همچنین، به تحریرات دارالخلافه و دشواریهای فهم آن اشاره شده است. نویسنده از شاهزاده اعظم به عنوان فردی طالب کشف اسرار یاد میکند و از او میخواهد که با ارسال اخبار و وقایع، ارتباط خود را حفظ کند. در پایان، با عباراتی ادبی و عرفانی، ابراز ارادت و فروتینی میکند.
متن دارای ساختار زبانی پیچیده، اصطلاحات ادبی و عرفانی سنگین، و مفاهیم عمیق است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی نیاز به دانش پیشینه دارد.
شمارهٔ ۸۸ - خطاب به وقایع نگار که بعد از فوت ولیعهد
طوری که پروسکی آمد و این طور که چاپار سمنان آمده سبحان الله ببین تفاوت ره از کجاست تا بکجا؟ خدا بهتر آگاه است که شب ۲۳ چگونه احیا داشتیم و الحمدالله تعالی که صبح عید سعید با ورود بشیر مقارن افتاد و فرجی بعد از شدت و فرحی بعد از کربت حاصل آمد. ۲
تحریرات دارالخلافه را که بحضور بردیم از بیم رمز و سنگلاخ بپاکت های مختوم بلاک که تالی اجل محتوم و هلاک بود نزدیک نرفتند، فتح مغلقات و حل معضلات آن را موقوف بفرط دقت و کمال مشقت دیده لن تنالوه الا بشق الانفس گفتند و معرضا عنها و معرضا بنا، سراغی از خطوط شما گرفتند؛ فرمودند: الفاظ و عبارات وقایع نگار مثل آب زلال صافی است که حاجب ماوراء نیست و مضامین و معانی بسان حبائب غوانی، روی گشاده و حاضر و آماده، بی پرده و حجاب مانند ماه و آفتاب، همچون زشتان شهر و پلشتان دهر که مهموس و مجدر باشند و محبوس و مخدر مانند، بهانه عفاف آرند و بآرزوی زفاف میرند. ۳
پنهان کاری دلیل عیب است و حرب بسوس از حمی کلیب سرهای کچل و روهای پچل را روبند و کلاه در کار است؛ زلف و کاکال همان بکه چون سوسن و سنبل در دست صبا و پیوست شمال باشد. ۴
الغرض موجب این تفصیل و شرح همین است که شاهزاده اعظم روحی فداه همه وقت طالب و راغبند که بواسطه خطوط شما کشف اسرار فرمایند و حفظ اخبار. درین صورت طرز ارادت های شما مقتضی آن است که هر که آید بارسال ذرایع و اعلام وقایع پردازید. اگر ملک مثل الف هیچ ندارد مخلصان دیگر دارید که مانند شین هم نقطه دارند و هم دندانه و هم مد و هم دایره. ۵
من چه در پای تو ریزم که سزای تو بود
سر نه چیزی است که شایسته پای تو بود ۶
اما زر هست بفضل الله تعالی والسلام ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.