متن حاضر ترکیبی از انتقاد اجتماعی، توصیف شرایط سخت اقتصادی و اشاره به مشکلات حکومتی است. نویسنده از ناآگاهی زاهد ظاهرپرست نسبت به حال خود گله میکند و شرایط دشوار اقتصادی مانند طاعون، قحطی و کمبود منابع در آذربایجان و خراسان را شرح میدهد. همچنین، به ضرورت تأمین نیازهای اولیه مانند لباس و مسکن اشاره میکند و از حکومت سؤال میکند که کدام یک از این نیازها را میتواند برآورده کند. در بخشی از متن، به اهمیت خردمندی و سکوت در مواقع لازم پرداخته شده است.
متن حاوی مفاهیم انتقادی و شرایط دشوار اقتصادی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی عبارات نیاز به درک ادبی و تاریخی دارند.
شمارهٔ ۳۳ - خطاب به میرزا صادق
در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست ۱
ذرهم و مایقولون. شمسات، ما با همسات آنها چه طور است؟ ۲
انما العاقل من الجم فاه بلجام بگذارند خاموش باشم بهتر است. ۳
بیم آن داریم کز بس نیشمان بر دل زنند
تنگمان آرند و نطق بسته مان را وا کنند ۴
مسطورات شما کلا مفرح روح است و بشارت فتوح، روح و ریحان و جنه نعیم، لاشک اگر بر وفق علم شما در این مملکت عمل شود، کارها بر حسب مراد خواهد بود، ولیکن غافلید که فراهم کردن اسباب چه قدرها مرارت دارد، خصوصا طاعون پارسال و سفر دو سال نوکر و رعیت، آذربایجان را ضرب کامل زده و قحط و غلای خراسان ملتزمین و رکاب والا را از بضاعت انداخته. حالا که اول بهار است ملبوس و مواجب و چادر و اسقاط دواب باید داد یا جواب. راست بفرمائید ببینم کدام یکی از این دو تا را میدهید؟ ۵
هما خطتا اما اسار و ذمه و اما دم و الموت بالحرا جدره. ۶
این چند سطر به خط رمز بوده ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.