این متن به ناپایداری و تغییرات روزگار اشاره دارد، که گاهی عزت و گاهی خواری به همراه میآورد. چرخ روزگار بازیهای زیادی دارد، گاهی مهر و گاهی قهر میورزد، و رفتارهای متناقضی از خود نشان میدهد. گاهی به اسلام تهمت میزند و گاهی جانب کفار را میگیرد. همچنین به قدرتهای مختلف مانند نظامیان و حکومتها اشاره میکند که گاهی به کام گرگهای مردمخوار میافتد و گاهی به دست مردمداران میرسد. در نهایت، همهی این تغییرات به نفع خسرو قاجار تمام میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و سیاسی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و آگاهی تاریخی دارد. همچنین ممکن است برخی از اشارات تاریخی و سیاسی برای سنین پایین نامفهوم باشد.
شمارهٔ ۱۸ - این قصیده را قائم مقام در شکست ایران و استیلای روس از روی دل تنگی گفته است
چرخ بازی گر ازین بازی چه ها بسیار دارد ۱
مهر اگر آرد بسی بی جا و بی هنگام آرد
قهر اگر دارد بسی ناساز و ناهنجار دارد ۲
گه به خود چون زرق کیشان تهمت اسلام بندد
گه چو رهبان و کشیشان جانب کفار دارد ۳
گه نظر با پلکنیک و با کپیتان و افیسر
گاه با سرهنگ و با سرتیپ و با سردار دارد ۴
لشکری را گه به کام گرگ مردم خوار خواهد
کشوری را گه به دست مرد مردم دار دارد ۵
گه به تبریز از پطر بورغ اسپهی غلاب راند
گه به تفلیس از خراسان لشگری جرار دارد ۶
گه بلوری چند از آن جا بر سفاین حمل بندد
گه کروری چند از این جا بر هیونان بار دارد ۷
هر چه زین اطوار دارد عاقبت چون نیک بینی
بر مراد چاکران خسرو قاجار دارد ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.