خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از دریای دربار و عجایب آن سخن میگوید و از افرادی که در خواب دیدههای خود سکوت کردهاند تعجب میکند. سپس، دانای نهانی پاسخ میدهد که دنیای مادی و معنوی با هم متفاوت هستند و نمیتوان آنها را در یک قالب جای داد. همچنین، اشاره میکند که نفس در آتش میسوزد و اگر آتش در آب بیفتد، خاموش میشود.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۹۷ - گذشتن از جهان
دگر ره گفت کای دریای دربار
چو در صافی و چون دریا عجب کار ۱
عجب دارم زیارانی که خفتند
که خواب دیده را با کس نگفتند ۲
همه گفتند چون ما در زمین آی
نگوید کس چنین رفتم چنین آی ۳
جوابش داد دانای نهانی
که نقد این جهانست آن جهانی ۴
نگنجد آن ترنم اندرین ساز
مخالف باشد ار برداری آواز ۵
نفس در آتش آری دم بگیرد
و گر آتش در آب آری بمیرد ۶
چو در صافی و چون دریا عجب کار ۱
عجب دارم زیارانی که خفتند
که خواب دیده را با کس نگفتند ۲
همه گفتند چون ما در زمین آی
نگوید کس چنین رفتم چنین آی ۳
جوابش داد دانای نهانی
که نقد این جهانست آن جهانی ۴
نگنجد آن ترنم اندرین ساز
مخالف باشد ار برداری آواز ۵
نفس در آتش آری دم بگیرد
و گر آتش در آب آری بمیرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۹۶ - مبداء و معاد
گوهر بعدی:بخش ۹۸ - در بقای جان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.