در این متن، رویدادهایی مربوط به سلطان سنجر و ارتباط او با بقعه شیخ در میهنه شرح داده شده است. سلطان سنجر پس از رهایی از دست غزان به مرو میآید و دعاگوی از سرخس به همراه مشایخ برای تبریک به او میروند. در ادامه، داستانی درباره توهین یکی از غزان به تربت شیخ و مجازات او بیان میشود. سلطان سنجر برای آبادانی منطقه دستوراتی میدهد، اما پس از مرگ او و روی کار آمدن سلطان محمود، غزان دوباره قدرت میگیرند و اوضاع بقعه شیخ رو به افول میگذارد.
متن شامل موضوعات تاریخی و سیاسی پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مفاهیم مذهبی و توصیفات مربوط به جنگ و خرابی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
بخش ۴ - و درین حادثهای غریب بیفتاد هم درین بقعه و یکی از آن جمله آنست کی در آن وقت کی سلطان سعید سنجربن ملکشاه برد اللّه مضجعه از دست غزان خلاص یافت و بدار ا
پس هزار خروار غله فرمود از جهت تخم و زراعت خاوران وصد خروار از جهت تخم اسباب مشهد، پس ملک میهنه استدعاء گاو جفتی کرد، سلطان گفت خراسان خرابست و مرا خزینهای نیست حال را با این باید ساخت و از جهت مشهد صد دینار نقد فرستاد. پس رئیس میهنه مراجعت کرد و کس باطراف فرستاد تا از فرزندان و مریدان شیخ آنچ مانده بودند زنده همه را آوردند، تنی پنجاه جمع شدند و سفره و پنج وقت نماز و ختم سر تربت همه برونق گشت و روشنایی تمام پدید آمد و دعاگوی همگی خویش برآن خدمت وقف کرده بود و غربا روی بدان حضرت نهادند. در میانه سلطان سنجر رحمه اللّه برفت و سلطان محمود بنشست، مصاف دندانقان بمرو با غزان اتفاق افتاد و دیگر بار لشکر سلطان شکسته و منهزم شدند و غزان دست یافتند و بیکبارگی کار آن بقعه از دست بشد و رسید آنجا کی رسید. خدای تعالی بلطف خویش ایمنی و عدلی و آبادانی خراسان را و جملۀ عالم را روزی کناد بمنه و فضله.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.