خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شیخ اشاره میکند که کاری انجام نخواهد شد مگر اینکه خواجه (شخص مورد نظر) حاضر نشود. سپس ابیاتی را میخواند که در آن به مقایسه خود با ذره و معشوق با خورشید پرداخته و بیان میکند که همانطور که ذره در مقابل خورشید ناچیز است، او نیز در برابر معشوق خود کوچک است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و استعاری است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
شماره ۱۶۱ - شیخ گفت این کار بسر نَشُو تا خواجه بدر نَشُو، آنِ ما اینست! پس این ابیات در اثنا
شیخ گفت این کار بسر نَشُو تا خواجه بدر نَشُو، آنِ ما اینست! پس این ابیات در اثناء این سخن گفت، بیت:
۱
چونان شدهام که دید نتوانندم
تا پیش تو ای نگار ننشانندم ۲
خورشید تویی بذره من مانندم
چون ذره بخورشید همی دانندم ۳
چونان شدهام که دید نتوانندم
تا پیش تو ای نگار ننشانندم ۲
خورشید تویی بذره من مانندم
چون ذره بخورشید همی دانندم ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۰ - شیخ را پرسیدند از شریعت و طریقت و حقّیقت، شیخ ما گفت این اسامی منازلست و این و م
گوهر بعدی:شماره ۱۶۲ - شیخ گفت طمع از کار بیرون باید کرد اگر خواهی کی عمل بر تو سبک گردد در عمل بیطمع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.