خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به توصیف زیبایی‌های طبیعت و فصل بهار می‌پردازد. در آن، عناصر مختلف طبیعت مانند گل‌ها، پرندگان، و مناظر طبیعی به شکلی شاعرانه وصف شده‌اند. همچنین، عشق و شادی به عنوان مفاهیم اصلی در این شعر مطرح شده‌اند. شخصیت‌هایی مانند خسرو و شیرین نیز در متن حضور دارند که به فضای عاشقانه شعر افزوده‌اند.

این متن به دلیل استفاده از زبان شاعرانه و مفاهیم عمیق عاشقانه و طبیعت‌گرایانه، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. کودکان ممکن است در درک کامل مفاهیم و زیبایی‌های زبانی آن دچار مشکل شوند.

مشاهده کامل

بخش ۳۷ - صفت بهار و عیش خسرو و شیرین

چو پیر سبزپوش آسمانی
ز سبزه برکشد بیخ جوانی ۱

جوانان را و پیران را دگر بار
به سرسبزی در آرد سرخ گلزار ۲

گل از گل تخت کاوسی برآرد
بنفشه پر طاوسی برآرد ۳

بسا مرغا که عشق آوازه گردد
بسا عشق کهن کان تازه گردد ۴

چو خرم شد به شیرین جان خسرو
جهان می‌کرد عهد خرمی نو ۵

چو از خرم بهار و خرمی دوست
به گلها بردرید از خرمی پوست ۶

گل از شادی علم در باغ می‌زد
سپاه فاخته بر زاغ می‌زد ۷

سمن ساقی و نرگس جام در دست
بنفشه در خمار و سرخ گل مست ۸

صبا برقع گشاده مادگان را
صلا در داده کار افتادگان را ۹

شمال انگیخته هر سو خروشی
زده بر گاو چشمی پیل گوشی ۱۰

زمین نطع شقایق پوش گشته
شقایق مهد مرزن گوش گشته ۱۱

سهی سرو از چمن قامت کشیده
ز عشق لاله پیراهن دریده ۱۲

بنفشه تاب زلف افکنده بر دوش
گشاده باد نسرین را بنا گوش ۱۳

عروسان ریاحین دست بر روی
شگرفان شکوفه شانه در موی ۱۴

هوا بر سبزه گوهرها گسسته
زمرد را به مروارید بسته ۱۵

نموده ناف خاک آبستنی‌ها
ز ناف آورده بیرون رستنیها ۱۶

غزال شیر مست از دلنوازی
بگرد سبزه با مادر به بازی ۱۷

تذروان بر ریاحین پر فشانده
ریاحین در تذروان پر نشانده ۱۸

زهر شاخی شکفته نو بهاری
گرفته هر گلی بر کف نثاری ۱۹

نوای بلبل و آوای دراج
شکیب عاشقان را داده تاراج ۲۰

چنین فصلی بدین عاشق نوازی
خطا باشد خطا بی‌ عشق بازی ۲۱

خرامان خسرو و شیرین شب و روز
به هر نزهت گهی شاد و دل‌افروز ۲۲

گهی خوردند می در مرغزاری
گهی چیدند گل در کوهساری ۲۳

ریاحین بر ریاحین باده در دست
به شهرود آمدند آن روز سرمست ۲۴

جنیبت بر لب شهرود بستند
به بانک رود و رامشگر نشستند ۲۵

حلاوتهای شیرین شکرخند
نی شهرود را کرده نی قند ۲۶

همان رونق ز خوبیش آن طرف را
که از باران نیسانی صدف را ۲۷

عبیر ارزان ز جعد مشکبیزش
شکر قربان ز لعل شهد خیزش ۲۸

ز بس خنده که شهدش بر شکر زد
به خوزستان شد افغان طبرزد ۲۹

قد چون سروش از دیوان شاهی
به گلبن داده تشریف سپاهی ۳۰

چو گل بر نرگسش کرده نظاره
به دندان کرده خود را پاره پاره ۳۱

سمن کز خواجگی بر گل زدی دوش
غلام آن بنا گوش از بن گوش ۳۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهین بانو شیرین را
گوهر بعدی:بخش ۳۸ - شیرکشتن خسرو در بزمگاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.